مىخواهد با هيچ كس نباشد ، شما به فشارش مىگذاريد ، فشار به اينكه چرا آن طرف نيست يا چرا آن طرف نيستى .
حمايت از متجاوز به بهانهء صلح و حقوق بشر !
آن روزى كه خداى نخواسته ايران هم بغلتد در يك طرفى ، مسائل حل است ، تمام است . ايران گناهش چى هست كه از آن ور صدام هجوم مىكند آن طورى و آن طور جنايات را بر او وارد مىكند و او تودهنى مىخورد ، بعدها مىخواهد يك راه ديگرى پيدا بشود . تا آن وقتى كه هجوم مىكرد و مىگفت كه اين مجوسيها را ما مىخواهيم چه بكنيم ، ما همه مجوسى بوديم ، همهء ايران جزو مجوس بودند ، همهء فارس زبانها يعنى مجوس . تا آن وقتى كه قدرت داشت اين طور بود . آن روزى كه برگشت و تودهنى خورد از مسلمين ايران ، از آن روز شروع كرد به اينكه ما همه مسلمانيم ، چرا با هم دعوا بكنيم ؟ آخر شما آن صفحه صحبتهايشان را پهلوى هم بگذاريد ، آن روز مىگويد اينها مجوس هستند ، چه ، ما مىخواهيم برويم چه بكنيم ، بگيريم اينجاها را چه بكنيم اين عربستان ، عربستان است بايد ما بياييم چه بكنيم ، براى عربستان اسم مىگذارند و نمىدانم اهواز را با « حاى » « حُطّى » مىنويسند و اينها . آن روزى كه هجوم مىكنند آن حرف را مىزنند . امروزى كه تودهنى خوردهاند براى اينكه فرصت پيدا بكنند دوباره هجوم كنند ، ادعا مىكنند كه آقا ما صلح طلبيم ، هى صلح ، صلح ، صلح . و اين مجامع عمومى نمىآيند بنشينند بگويند كه آقا تويى كه مىگويى كه صلح ، چرا آن طور كردى ؟
چرا حمله كردى كه حالا بگويى صلح بكنم ؟ اينهائى كه ادعا مىكنند كه ما چه و چه هستيم ، در يك محلى يك انفجارى واقع مىشود - همهء مردم ، مستضعفين دنيا با شما مخالفند - انفجار ، همهء دنيا هست . در يك محلى يك انفجار واقع مىشود ، بعدش صدام ايلام را و اينها را بمباران مىكند ! آن وقت در آنجا مىگويند خوب ، تلافى درآورده ، انتقام گرفته . همين طرفدارهاى حقوق بشر از اين حرفها مىزنند اين دنيا چه وضعى الآن پيدا كرده است ؟
اين مسلمانها كه ادعا مىكنند كه ما تابع پيغمبر اكرم هستيم ، ما تابع قرآن كريم هستيم ، خوب ، اين قرآن ، بياييد ببينيد اين قرآن چه مىگويد و شما چه مىكنيد . آنها مىبينيد كه