محصور شده بوديم در يك كتابها و در يك عقايد خاصى . كتابها از حيث تعليم و تعلّم غالباً از طهارت و تجارت و صلات - غالباً - تجاوز نمىكرد . علوم قضايى و حدود و ديات و اينها از علوم غريبه بود ، البته مشايخ نوشتهاند ، همهء را مستقصى « 1 » نوشتهاند ، لكن در حوزهها از باب اينكه ، اين امور خارج بود از حيطهء عمل آنها ، قضاوت دست آنها نبود ، حدود و ديات و قصاص و اينها عملى نبود ، از اين جهت آنها مورد بحث واقع نمىشد و ما محصور شده بوديم در كتابها ، در باب تعليم و تعلّم به همان مقدار . و از آن طرف در عين حالى كه خارجى هاو عمال آنها تصرف مستقيم نداشتند در حوزهها ، لكن يك تبليغات خاصى انجام گرفته بود در سالهاى طولانى كه بايد حوزهها از امور اجتماعى و سياسى به كلى مبرا باشد ، و اسم « سياست » را نمىتوانستيم در حوزههاى علميه ببريم ، و امور مسلمين و چيزهايى كه مربوط به جامعه مسلمين است در حوزهها بحثى از آن نبود .
احتياج حوزهها به يادگيرى زبانهاى زنده دنيا
به حمد اللَّه امروز كه ما از آن قيد و بندها رهايى پيدا كردهايم بايد توجه به اين معنا داشته باشيم كه امروز حوزهها با ديروز حوزهها فرق دارد . امروز حوزهها براى دنيا ، الآن دنيا يك تحولى پيدا كرده است كه كأنّه عائلهء واحده شده است . اين صحبتى كه من الآن براى شما مىكنم ممكن است كه بعد از دو ساعت ديگر در امريكا هم منعكس بشود و همين طور هر مطلبى كه در ايران واقع مىشود در همهء دنيا پخش مىشود . يعنى يك كسى اگر صدا بكند به صداى عادى ، صداى او قبل از اينكه به آخر اين مجلس برسد به امريكا رسيده است . وضع اين طور شده ، دنيا كأنّه همه مجتمع شده است در يك محصورهء كوچكى از حيث جهات .
ما امروز نمىتوانيم مثل سابق فكر كنيم ، ما سابق تبليغاتمان محصور به ايران بود .
گاهى اتفاق مىافتاد كه در يك جاى ديگر هم مىرفتند اما گاهى بود ، خيلى كم . و تبليغات آن قدرى كه براى خارج لازم است براى داخل كمتر از او لازم است . شما
هامش
( 1 ) - تفصيلى ، جامع الأطراف .