آن شياطينى كه نشستند آنجا و نگاه مىكنند ، آن شياطين يك كودتاچى درست مىكنند ، مىتراشند ، اختلاف اين كار را درست مىكند . و ما اميدواريم كه اين وحدت محفوظ باشد و اين سال جديدى كه آمده است ، وحدت ما زيادتر از آن وقتى كه بوده است باشد . و به بركت اين وحدت ، ما هم معنوياتمان را درست كنيم و هم مادياتمان را و هم فكرى براى اين مستمندان ، فكرى براى اين بيخانمانها ، فكرى براى اينها بكنيم .
اهتمام به امر فقرا و محرومين
و من اميدوارم كه كسانى كه تمكن دارند ، كسانى كه خانههاى زيادى دارند ، كسانى كه چيزهاى زياد دارند گمان نكنند سعادتشان به اين زياديهاست . يك نفر آدمى كه كم دارد ولى به اندازهء معاش دارد ، اين آدم لذت زندگى را ، همين زندگى مادى را ، لذتش را بيشتر از آن مىبرد كه صد تا كاخ دارد و هر روز و هر شب در زحمت حفظ اينهاست . لذت زندگى را او نمىتواند بفهمد چى است . هزاران غذا در اينجا هست - شما گاهى وقتها شايد ديده باشيد در اين چيزهايى كه نمايش دادند ، مثلًا در فيلمها هست - اين قدر غذا هست ميل نمىكند كه دست دراز كند ، نه اينكه نمىخواهد ، اصلًا ميل ندارد ، نه اينكه مىخواهد حالا خودنمايى كند كه من كم مىخورم ، نمىتواند . يك درويش وقتى كه يك نان پيدا مىكند و مىخورد لذتش از آن آدمى كه صد تا كاخ دارد و نمىتواند استفاده بكند بيشتر است . لذت به دارايى نيست ، لذت يك مطلبى است كه انسان در خودش بايد پيدا بشود و او نمىشود الّا اينكه توجه به خدا داشته باشد و مطمئن به خدا باشد . آن كسى كه تزلزل دارد در زندگى ، شما خيال مىكنيد كه حالا رئيس جمهور امريكا يا رئيس شوروى خيلى در رفاه هستند ؟ تزلزلى كه در دل آنها هست در هيچ كى نيست ، در هيچ فردى نيست ، هر يكى آنها مىخواهند ديگرى را بخورند . نمىدانم شنيديد اين را ؟ من شنيدم كه گرگها وقتى كه مىخواهند بخوابند - جمعيت هستند و مىخواهند بخوابند - رو به هم مىخوابند ، يعنى يك دايره مىشود ، هيچ كدام پشت به هم نمىكنند براى اينكه اگر پشت بكنند مىترسند آن يكى بخوردش . اين ابرقدرتها اين طورى