حالا مىگويد ، يك چيزى فردا - فرض كنيد - بعضيهاشان خلافش را هم مىگويند ؛ اينى كه اساس است اين است كه ما حسابمان را با خدا درست كنيم نه با مردم ، و از هيچ كس هم توقع نداشته باشيم . مايى كه براى خدا مىخواهيم يك كارى بكنيم توقع نداشته باشيم .
قاطعيت در برخورد با اشرار و ضد انقلاب
و من مخصوص اين قشرى كه سر و كارشان با اين اشخاصى است كه ضد انقلاب هستند و اشرار هستند ، من علاقه به اينها زياد دارم و زحمت آنها را مىدانم . و من در آن نوشتهاى هم كه نوشتم راجع به ، ضد انقلاب را استثنا كردم . و من مع ذلك گاهى مىبينم سؤال مىكنند كه راجع به اينها چى . خوب ، من از اول گفتم كه آنها حسابشان از اين مسائل جداست . آنها نه عفوى حالا در كار است برايشان مگر اينكه خيلى تشخيص بدهند كه نه ، ديگر حالا منقلب شده واقعاً ؛ و الّا ما نمىتوانيم حالا با ضد انقلاب يك جورى رفتار كنيم كه فردا باز يك اجتماعى بكنند و يك غائلهاى براى ايران ايجاد كنند ، براى اسلام ايجاد كنند . اسلام به ما اجازه نمىدهد اين را . ما راجع به افراد ديگرى كه افراد عادى هستند ، افرادى هستند كه يك جرمهايى كردهاند كه در همه جا هست اين جرمها ، عادى است ، آنها را بايد البته خوب رسيدگى بكنند و چه بكنند و چه بشود .
راجع به اموال ، اگر اموالهايى هستند كه واقعاً در معرض ايناند كه اگر چنانچه رسيدگى به آنها نشود از بين برود ، همان طورى كه آقاى محمدى « 1 » فرمودند ، خوب ، اين يك مسألهاى است كه براى خاطر آنها ، ولى غايب بايد آن كار را بكند ، واجب است برايش كه اين كار را بكند ، براى اينكه ، از امور حسبيه است ، و بعضى وقتها واجب است اين امر را انجام دادن ، براى حفظ اموال آنها ، حفظ كنند آنها را ، اموالى كه در معرض خطر است ، در مظان از بين رفتن است ، بفروشند و برايشان نگه دارند ، همين طورى كه آقاى موسوى « 2 » گفتند . و ان شاء اللَّه اين كارها را انجام مىدهيد .
هامش
( 1 ) - آقاى محمد محمدى گيلانى ، رئيس دادگاههاى انقلاب اسلامى
( 2 ) - آقاى سيد حسين موسوى تبريزى ، دادستان كل انقلاب اسلامى