مردم ، با مال مردم ، با حيثيت مردم ، با آبروى مردم ، سر و كار دارد . يك لغزش ممكن است كه تمام بشود به اينكه آبروى يك مسلمانى ريخته بشود . يك لغزش ممكن است كه يك مسلمانى را تا آخر عمر محروم كند ، بدبخت كند . اين چيزهايى است كه براى قوهء قضائيه هست . لكن با همهء اينها چون تكليف الهى است و ما نمىتوانيم به واسطهء مشكل يك امرى ، از تكليف الهى شانه خالى كنيم تكليف الهى است ، از اين جهت ، بايد قيام كرد به آن .
قضاوت حق افراد دانشمند ، عادل و با تقوا
و قضيهء قضاوت و - عرض مىكنم - اينها حق اشخاص دانشمندى است كه قضاوت اسلامى را بدانند ، عدالت داشته باشند ، تقوا داشته باشند ، بفهمند كه با چه مطلبى سر و كار دارند ؛ به چه كار بزرگى دارند مشغول مىشوند . يك لغزش ، يك كشور را گاهى وقتها شايد از بين ببرد ، يا يك خانواده را تا آخر ضعيف كند و از بين ببرد . و از آن طرف هم يك كار خوب يك كشور را روشن مىكند . خدمت در قضا خدمت بزرگى است .
محرومينى كه غالباً اشخاص آنها را از جهاتى محروم كردهاند و ظلم كردهاند ، آنها را به حقوق خودشان مىرساند . و من اميدوارم كه همهء قضات محترمى كه در سرتاسر كشور داريم و دادستانهايى كه داريم و كسانى كه در امور دادگسترى خدمت مىكنند ، همه موفق باشند كه براى خاطر خدا و براى خاطر اسلام و براى خاطر اين مستمندانى كه در طول تاريخ در تحت فشار يا سلاطين بودهاند يا خانها و سرمايه دارها و امثال اينها ، كه آقايان مىدانند و بهتر هم مىدانند خيليهايشان اينها را ، ان شاء اللَّه نجات داده بشوند ، و كشور ما ان شاء اللَّه يك كشورى بشود كه هر چه بيشتر به افق اسلام نزديكتر . البته آرزوى ما اين است كه يك كشور اسلامى بشود ؛ و همه مسائلش مسائل اسلامى باشد . و اين بسته به اين است كه هر كس در هر جايى كه خدمت مىكند ، اين مسأله در نظرش باشد كه من دارم براى خدا و براى اسلام خدمت مىكنم ، نمىخواهم براى مقام ، مقام چيزى نيست ، مقام چيزى است كه هر چه هم زياد باشد ، خوب ديگر مقام سلطنت را شما ديديد كه