آقايانى كه مدتى رنج كشيدهاند اين رنجشان را حالا بدهند كسى ديگر بكشد و خودشان مثلًا يا استراحت كنند يا در جايى كه زحمتش كمتر است و گرفتاريش كمتر است آنجا خدمت بكنند ، اين طور نيست كه - حالا فرض كنيد - اشخاص خيال كنند كه نه ، اين آقايان معلوم شد چه هستند . نخير اينها همهشان را سى سال است ، بعضى از اينها را سى سال است مىشناسم . بنا بر اين ، اين طور نيست كه مردم گمان كنند يا كسى گمان بكند اين آقايان نامطلوب بودند و رفتند . اينها مطلوب بودند ، لكن خسته شدهاند . ديگر خستگى ، يك وضعى پيدا مىكند انسان در قضاوت ، كه گاهى خسته مىشود و اين اسباب اين مىشود كه يك كار سبكترى يا يك وضع بهترى ، تغيير وضعى داده شود .
و حالا ما مىخواهيم اين رنج را به گردن آقاى آقا شيخ يوسف صانعى به عنوان دادستان كل [ بگذاريم ] و معرفى كنم به آقايان . و من آقاى صانعى را مثل يك فرزند بزرگ كردهام . اين آقاى صانعى وقتى كه سالهاى طولانى در مباحثاتى كه ما داشتيم تشريف مىآوردند ايشان ، بالخصوص مىآمدند با من صحبت مىكردند و من حظ مىبردم از معلومات ايشان . و ايشان يك نفر آدم برجستهاى در بين روحانيون است و يك مرد عالمى است و متوجه مسائل است و مخالف اين انحرافاتى كه در اين كشور موجود بوده است ؛ از قبيل منافقين - نمىدانم - و غيره ، و ايشان مخالف سرسخت آنهاست . با جديت عمل مىكند . با قاطعيت عمل مىكند اگر يك وقتى موقعش بشود .
از اين جهت ، من اين آقا را به جاى آقاى ربّانى « 1 » ، در عين حالى كه از ايشان هم تشكر مىكنم و تقدير مىكنم ، و ايشان هم بايد يك فكرى كرد كه يك جايى باز خدمت بكنند ، و بتوانند خدمت به اين كشور بكنند و خدمتگزار باشند . چنانچه ساير آقايان هم كه هستند و ايشان را معرفى مىكنم . و من اميدوارم كه ايشان به همه مسائلى كه توجه دارند بيشتر توجه داشته باشند . و بايد به همهء آقايان راجع به اين مسأله قضا عرض كنم كه امر قضاوت يك چيزى است كه بسيار مسئوليتش زياد است . انسان با جان مردم ، با ناموس
هامش
( 1 ) - آقاى ربانى املشى ، دادستان پيشين كل كشور .