پيغمبر هم همين طور بوده است . و در اسلام از منافقين بيشتر تكذيب شده است و منافق اوضح مصاديق كفر است .
اصلاح نفس قبل از اصلاح ديگران
در هر صورت ، بايد جامعهء ما ، روحانيون ما ، روشنفكران ما و دانشمندان ما در فكر اين باشند كه اين نعمت و فرصتى كه خدا به ما داده است ، طورى نشود كه آن را شكر نكنيم . آقايان در هر جا كه هستند ، در حزب يا در خارج حزب ، بايد كارى كنند كه مردم را در صحنه نگه دارند . وقتى مردم با هم مجتمع شدند ، آن وقت است كه مىتوانند كارى انجام دهند و وقتى قطرات جمع شد سيل هم درست مىشود . بنا بر اين ، ما بايد دعوت بكنيم و دعوت ما به خود نباشد ، دعوت به دنيا نباشد ، دعوت به خدا باشد . وقتى دعوت به خدا شد و دنيا هم الهى شد ، مىشود آخرت و مىشود ملكوت دنيا و فرقى ندارد ما بين اينجا و ملكوت و جبروت ؛ همهاش جلوهاى است از خدا . آن چيزى كه دنيا را بد مىكند اين است كه انسان توجه كند به عالم پايين ، در مقابل خداى تبارك و تعالى . و كسى كه دنيا را دارد و خيرات و مبرات و زكات و خمس و همهء اينها را مىدهد ، دنيايش بد نيست . و ميزان ، حجم نيست ؛ ميزان ، آن وضعيت روحى هر كس است .
و مبدأ همهء خطرها براى انسان خود آدم است ، و مبدأ اصلاح هم از خود آدم بايد شروع شود . و نمىشود كه يك واعظى كه خودش اصلاح نشده بتواند ديگران را اصلاح كند . و آن واعظى مىتواند موعظه كند كه در باطنش هم موعظه شده باشد . و همين طور هر كس كه مىخواهد صحبت كند بايد توجه كند كه چه مىخواهد بگويد . آيا در اين چيز رضاى خدا هست ؟ آيا دعوت به خودش هست يا دعوت به خدا ؟ بعد هم كه صحبت كرد ، بنشيند كه آيا اين صحبت براى اين بود يا براى آن . اين راهى است براى سير انسان به خدا كه مراقبت كند از خودش و بعد از مراقبت ، محاسبه نمايد . اين طور نيست كه حزب بد باشد يا هر حزبى خوب باشد ؛ ميزان ، ايدهء حزب است و اگر ايده چيز ديگرى باشد اين حزب شيطان است ، هر اسمى هم داشته باشد . بنا بر اين ، ما بايد كوشش كنيم كه