تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
بشود همه چيز ، چنانچه همهء وزارتخانه‌ها و جاهاى ديگرى كه دولت دارد يا خود ملت ، همه ، اگر اين معنا را احساس كردند كه ما روابطمان با خارج باشد بايد ، با آنهايى كه نمىخواهند ما را ببلعند باشد و با آنهايى كه با رابطه مىخواهند ما را وابسته بكنند ، اصلًا روابطمان با آنها خيلى لزومى ندارد . بايد خيلى با احتياط [ كار ] بشود . و چنانچه در اين راه مستقيم ، كه راه اسلام است ، وارد بشويد ، شما تا آخر عمرتان و همهء كسانى كه نماز تا آخر عمر خوانده‌اند از خدا هى خواسته‌اند ، روزى چند مرتبه خواسته‌اند كه
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
؛ « 1 » كه ما را به صراط مستقيم هدايت كن . وقتى هدايت هدايت كن ، وقتى هدايت شد به آخر رساندنش هم مىشود . عمده اين است كه وارد بشود انسان در آن راهى كه بايد سير بكند ، چه سيرهاى معنوى و چه سيرهاى مادى كه آنها هم معنوى است به يك معنا ؛ يعنى ، بعد از اينكه يك دولتى اسلامى شد ، همه چيزش با معنويات بسته است به هم ، اين طور نيست كه دولتش معنويت نداشته باشد و اما فرض كنيد كه ائمهء جماعتش داشته باشد . وقتى بنا شد كه مردم احساس كردند كه ما مىخواهيم آدم باشيم ، ما مىخواهيم كه اصلاح بشويم ، ما مىخواهيم كه خودمان را اصلاح بكنيم ، ما مىخواهيم دولتمان يك دولت الهى باشد ، مجلسمان هم همين طور و همه چيزمان همين طور ، وقتى اين طور شد همه‌اش معنويات است ، منتها با راههاى مختلف . همين كارى كه شما مىكنيد در وزارت خارجه و سفرا در خارج ، چنانچه راه مستقيم اسلامى باشد ، خودش « سير الى اللَّه » است . « سير الى اللَّه » لازم نيست كه انسان گوشه‌اى بنشيند و بگويد من « سير الى اللَّه » مىخواهم بكنم . خير ، « سير الى اللَّه » همان طورى [ است ] كه سيرهء انبيا و خصوصاً پيامبر اسلام [ بود ] و كسانى كه مربوط به او بودند ؛ در عين حالى كه در جنگ وارد مىشدند ، آدم مىكشتند ، كشته مىدادند ، حكومت داشتند ، همه چيز داشتند ، همه‌اش « سير الى اللَّه » بود . اين طور نبود كه آن روزى كه حضرت امير مشغول به قتال است « سير الى اللَّه » نباشد ، آن روزى كه مشغول نماز است ، باشد . خير ، هر دويش
هامش
( 1 ) - سورهء فاتحة الكتاب ، آيهء 6 : « خدايا ، ما را به راه راست هدايت فرما » .