درست كرده بود ، به دست ما افتاد . اينها همهاش هم غنيمت است ، غنيمت جنگى است ، خدا به ما داده است ، منتها با دست خودشان آمدند تسليم ما كردند .
در هر صورت ، ما بايد فكر كنيم كه اين دو مطلب را در ترازو بگذاريم در ميزان بگذاريم ، مسئلهء اينكه چى داديم از دست و مسئلهء اينكه چى به دست آورديم . مسئلهء اينكه چى از دست داديم ، ما قبول داريم كه خيلى اشخاص بزرگوار ، خيلى اشخاص فعال و خيلى جوانهاى عزيز را ما از دست داديم و بسيارى هم معلول از دست داديم - يعنى ، معلول شدند اشخاص ما و بسيار زنها بيوه شدند - عرض مىكنم - اينها را همه ما مىدانيم .
خرابى زياد واقع شده در اين كشور ، همهء اينها هست . اما آنكه به دست آورديم آن را چرا فكر نمىكنيم ؟ بايد فكر كنيم كه آن چيزى كه ما به دست آورديم اين است كه ما يك رژيمى كه اسلام را داشت به تباهى مىكشيد ، جوانهاى ما را عشرتكدهاى كرده بود ، ملت ما را رسانده بود به آنجايى كه جز اينكه يك كارهاى زشتى بكنند يا [ مصرفكننده ] باشند براى خارج ، جز اين كارى از آنها نيايد ، اين مسأله را خدا به ما عنايت كرد كه همهء ملت با هم احساس كردند كه ديگر نبايد از حالا آن طور باشد و از اين منجلاب بيرون آمدند . آنچه ما [ به ] دست آورديم اين است كه ما اسلام را در اينجا زنده كرديم .
پيشتر اسمى از اسلام بود و ليكن اسلام اصلش نبود ؛ يعنى ، اصلش دعوا با اسلام بود ، مىخواستند اسلامزدايى كنند ؛ از بين ببرند همهء اين چيزها را ، منتها با تدريج از اول نمىتوانستند بگويند ما قبولش نداريم ، مىگفتند ما قبولش داريم ، لكن پايهها را . هى مىزدند ؛ يكى يكى مىزدند . احكام اسلام را از بين برده بودند . همهء كارهايى كه كردند اين طورى بود . و به حمد اللَّه ، الآن مردم اسلام را در اين كشور مىبينند و مىبينند كه همهء آن فسادهايى كه در خيابانها و در كابارهها و اينها بود ، اسمى از آنها نيست .
از آن ور ، نجات دادند اين جوانهايى كه همه را رو به تباهى بردند . الآن همه فعال شدهاند . الآن مىدانند كه بايد در مقابل امريكا بايستند ، بايد در مقابل زورگويى بايستند ، بايد خودشان استقلال داشته باشند . اين را اگر نبود الّا همين را كه ما به دست آورديم ، كافى بود ، لكن به حمد اللَّه بسيارى از امور به دست آمده ؛ مِن جمله همينهايى كه شما
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: السيد الخميني
ص١٧٠