كردند و رسيدند به اينكه پيغمبر ، پيغمبر اسلام است و ايمان به او آوردند ، اينها هم بايد مستقيم باشند . پيغمبر براى اين ذيل مىفرمايد كه :
شَيَّبَتْني سوُرَة هُود
و الّا استقامت خودش را ، خوف نداشت از اينكه خودش استقامت داشته باشد . داشت ، خودش مىدانست دارد ، اما مىترسيد كه ما استقامت نداشته باشيم . اگر ببينيد كه در بين تودههاى مردم ، در بين اشخاص ، دلسردى براى اين نهضت پيدا مىشود ، بدانيد استقامت توى كار نيست يا دارد مىرود از دست . كارى بكنيد كه اين تودههاى مردم استقامت داشته باشند در اين نهضتى كه كردهاند . اين نهضت يك امر الهى است . و خدا فرموده است
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ
همان طورى كه پيغمبر اكرم از هيچ آمد و فتح كرد و نورش همه جا را گرفت ، شما ملت هم بعد از آن رژيم فاسد ، از هيچ شروع كرديد . يعنى ، هر چه بود خرابى بود و شما شروع كرديد براى درست كردن آن . اما رفيق نيمه راه نباشيد . اين طور نباشد كه ما تا اينجا رفتهايم حالا از اينجا ديگر برويم سراغ كارهاى ديگرمان . در رأس امور اين است كه ما اين امر الهى را كه
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ
اين امر الهى را ما اجرا كنيم . ما در اين انقلابى كه ، يعنى ملت ما در اين انقلابى كه كرده است ، تا حالا استقامت كرده است ، و به حمد اللَّه تا حالا پيروز شده است . شما پيروزيد در دنيا . شما مطرح شدهايد در دنيا . در همهء گوشههاى دنيا ، دولتهاى دنيا از شما يك نحو هراسى دارند كه مبادا يك وقت ملتهايشان مثل شما بشود . شما تا حالا پيروزيد . استقامت كنيد تا پيروزى نهايى به دستتان بيايد . خودتان را بسازيد و جوانهاى خودتان را بسازيد و كودكان خودتان را بسازيد . از