تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
مىگوييد كه با اسرائيل مخالف هستيد و نمىخواهيد با اين بهانه يك كلاهى سر ما بگذاريد و خيال مىكنيد كه ايران توجه به اين مسائل ندارد و كسانى كه در رأس امور هستند توجه به اين مسائل ندارند ، شما اگر نمىخواهيد كه يك توطئه‌اى داشته باشيد و يك كار خلافى بكنيد ، خوب ، راه بدهيد ما برويم .

بهانه بودن درخواست صلح

راجع به مسائلى كه از اول گفتيم ، همان مسائل هست . حالا ما قبول مىكنيم از شما كه بياييد برويد بيرون ، قبول ، بسم اللَّه ، تشريف ببرند . اما نه اينكه [ با ] رفتن بيرون ، تمام شد قضيه . اين يكى از چيزهايى است كه ما مىخواستيم . دو تاى ديگرش مانده است كه بُعد معنوى آن در نظر ماست ، بُعد سياسى آن در نظر ماست ، نه بُعد مادى آن تا اينكه بگوييد كه غمض عين كنيد ، طلبى داريد از ما نگيريد . مگر ما مىتوانيم كه صرف نظر كنيم از يك چيزى كه جانى را به جنايت خودش تشويق مىكند ؟ ما بايد جانى را در دنيا رسوا كنيم و جرمى كه كرده است از او بگيريم تا اين امور لا اقل ، محدود بشود ؛ اگر از بين نمىرود ؛ لا اقل ، محدود بشود . اين طور نشود كه هر كسى افسارگسيخته بريزد شهرهاى ديگران را از بين ببرد و اموال مردم را غارت كند و آتش بزند و بعد هم بگويد خوب ، بسيار خوب ، حالا ديگر صلح مىكنيم ! اين صلح نيست . اين معنايش اين است كه نخير ، شما بايد باج به ما بدهيد تا ما با شما صلح كنيم و اين امروز آن روزى نيست كه شما اين حرفها را مىزنيد . شما ديگر اين حرفها را بايد كنار بگذاريد . شما ديگر قدرتى نداريد كه بتوانيد يك همچو مسائلى را بگوييد و شما خيال كنيد كه ديگران به شما تقويت مىكنند . آن ديگران هم مثل شما مىمانند . شما كه مال خودتان بود ، اين طور از كار درآمد ؛ يك جمعيت كمى اين طور خرمشهر را گرفت ، آنها كه از خارج اجير شما مىخواهند بشوند ، آنها براى شما نمىخواهند كار بكنند ، براى خودشان مىخواهند كار بكنند . آنها با يك فوت از بين مىروند . بنا بر اين ، مسأله اين است كه ما امروز كه در اينجا مبتلا هستيم به يك همچو حزبى و در آنجا مبتلا هستيم به يك همچو رژيم فاسد ؛ رژيم اسرائيل ، ما در هر جبهه