تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
آخر كشور هر جا برويد ، مردم فريادشان اين است كه ما جمهورى اسلام را مىخواهيم ، ما اسلام را مىخواهيم ؛ همين طور هم هست . يكى اينكه اين انسجامى كه پيدا شده است بينشان ؛ يعنى ، تمام ملت ما با هم منسجم‌اند ، يك عده قليلى هم هستند كه خوب ، همه جا عده قليل هست كه آنها مخالف با اسلام هستند و الّا توده‌هاى بزرگ مردم همراه‌اند با شما . اين هم يك خصوصيتى است كه در اين انقلاب است .

مردمى بودن مسئولين در سرتاسر كشور

و يك جهت ديگر هم اين تحولى است كه پيدا شده در همه جا . شما ملاحظه بكنيد ، شايد بعضى آقايان يادشان بايد باشد ، همين در زمان قاجار هم كه ديگر اين آخرى با ضعف زندگى مىكردند ، مع ذلك ، حكومتهايشان در هر جا حكم يك سلطان داشت ، حكم يك پادشاه داشت ، هر كارى مىخواست مىكرد و بسيارى از جاها را هم اجاره مىدادند . اين - فرض كنيد كه - استاندارى كه مىخواست يك جايى برود ، آن والى كه مىخواست برود - فرض كنيد - والى خراسان بشود ، خراسان تيول او بود و آن وزير بالا و آن - فرض كنيد كه - امير و الا ، آن يك وجهى مىداد خراسان را مىخريد . بنا هم بر اين بود كه تو برو هر كارى مىخواهى بكن ، ما گوش نمىدهيم به حرف مردم . او مىرفت آنجا هر كارى دلش مىخواست مىكرد ، مردم را هرطور مىخواست عذاب مىداد و البته آن پولى كه داده است بايد درآورد با اضافاتش ، پولها هم در مىآمد . الآن شما در سرتاسر كشور ملاحظه بكنيد از نخست وزير و رئيس جمهورش بگيريد تا آن پايينها هر جا هست ، مىبينيد كه يك مردمى هستند كه از خود مردم هستند . رئيس جمهور يك طلبه‌اى بوده است سابق و بعد هم يك آقايى شده است و بعد شده است رئيس جمهور ، نه دستگاهى آنها را دارند و نه افكارى آنها را دارد و همين طور همهء وزرا . اين وزرا ، گاهى وقتها جمعيتى مىآيند اينجا و مخلوط به هم هستند ، آدم تميز نمىدهد كه اين پاسدار هست يا وزير . من حكومتهاى كوچك را ديده‌ام كه وضعشان چطور بود و با چه وضعى بيرون مىآمدند ؛ وقتى بيرون مىآمدند ، مردم همه صف