مىشود ، آن تهذيب است و اساس همه مسائلى كه انحرافى است ، اين عدم تهذيب است و « دَسّى » در نفس انسان است ، « دسّى » شيطان است ؛ بنا بر اين ، بايد ما سرلوحهء همهء امورمان را اين قرار بدهيم .
احساس خطر قدرتها از انقلاب ايران
البته گرفتارى الآن براى ما ، براى ملت خيلى زياد است ؛ يعنى ، شايد در هيچ انقلابى اين طور مثل انقلاب ايران مورد تهاجم واقع نشده باشد ؛ براى اينكه انقلابهاى ديگر يا انقلابهاى چپى بوده يا راستى بوده ، اگر چپى بوده چپيها تأييدش مىكردند ، راستىها مخالفش بودند و اگر به عكس بوده آنها تأييد مىكردند و اين دسته مخالف بودند . اما انقلاب اسلام از باب اينكه از اول اسلامى بوده ، اين طور نبوده است كه يك نفر - فرض كنيد كه - غربزده يا شرقزده آمده باشد و انقلاب كرده باشد و مردم را دعوت به انقلاب كرده باشد ، كودتا كرده باشد ، مسأله كودتا نبوده است ، مسأله قيام يك ملت براى اينكه از دست ظلم داخل و خارج به تنگ آمده است . قيام يك ملت است در مقابل همهء قدرتها ، مهيا هم بايد باشد براى اينكه همهء قدرتها به او تهاجم كنند و هيچ توقع ما نداريم كه امريكا با ما سر مصالحه داشته باشد يا شوروى . همهء اينها مىبينند كه اگر اين انقلاب در ايران ان شاء اللَّه ، به ثمر برسد و آن طورى كه خواست اسلام است تحقق پيدا بكند ، ناچار اين انقلاب به خارج صادر مىشود . هيچ احتياجى به اين نيست كه كسى هم برود اين كار را بكند ، البته تكليف است كه دعوت بشود همه جا . اما اگر اين انقلاب را مردم دنيا كه الآن متوجه به آن هستند - هم زورمندها متوجهاند كه احساس خطر مىكنند ، و هم مظلومها متوجهاند كه شايد اين راهى باشد براى نجات - اين انقلاب اگر ان شاء اللَّه ، به آن مقصد اعلاى خودش برسد و اسلام در اينجا حكومت داشته باشد و هيچ حيثيت ديگرى غير اسلام نباشد ، اين خطرى است براى قدرتهاى بزرگ و وابستگان آنها و راه اميدى است براى مستضعفان جهان ، همان معنايى كه تمام انبيا از صدر عالم تا حالا دنبال او بودند .