وحدت مسلمانان ، مانع تعرض اجانب
شما ملاحظه بفرماييد در اين هفتهء وحدت - كه از قم آقاى منتظرى پيشنهاد كردهاند - خوب اين چقدر حسن دارد و چقدر ارزش دارد كه برادرها ، همه را در يك مسألهاى با هم [ متحد كند ] . خوب ، اين اختلاف اساسى كه نيست ، اين اختلاف در يك تاريخى است كه نزديك به هم هستند ؛ از ما هم بعضى قائلاند به اينكه دوازدهم هست ، « 1 » از علماى ما هم بعضى قائلاند كه دوازدهم است . اين اسباب اين نشود كه يك اساسى على حده ، آنها داشته باشند ، يك اساسى على حده ما داشته باشيم . با هم باشيم ، برادريم ديگر . پيغمبر هم از همهمان است . در عين حالى كه يك چنين صدايى بلند شد براى وحدت ، يك وقت مىبينيم از حجاز يك نفر صدا بلند مىكند كه اصل جشن گرفتن براى پيغمبر شرك است ! من نمىدانم چه اساسى است ؟ اين چرا شرك است ؟ البته آن شخص وهابى است . وهابى را اهل سنت هم قبولشان ندارند ، نه اينكه ما قبول نداريم ، همهء برادرهاى ما آنها را قبول ندارند . شما [ فكر مىكنيد ] يك همچنين مسألهاى كه جشن گرفتن ، احترام كردن به پيغمبر اسلام ، اين جزء اين است كه مشرك هستند مردم ! ؟
آن وقت اين اختصاص به ايران هم ندارد ، احترام به رسول خدا ، همهء بلاد مسلمين احترام مىگذارند . چه شد كه ايران را مورد نظر قرار داده است و مىگويد ايرانيها كه جشن مىگيرند براى پيغمبر اكرم ، اينها مشرك هستند ؟ خوب نكتهاش معلوم است ؛ براى اينكه ، آن كه الآن اساس وحدت در آن درست شده ايران است . اين نكتهاى كه از آن وحدت بين مسلمين ، چه برادران اهل تشيع و اهل تسنن ، چه ملتهاى اينجا ، و چه دولتها ، هميشه مقصد ما اين بوده كه اينها همه با هم باشند . اگر مسلمانها با هم باشند هيچ كس نمىتواند به اينها تعرّض كند ؛ براى اينكه يك ميليارد جمعيت [ هستند ] با دارايى زياد ، با مخازن زياد . در عين حال كه ما اين قدر مخازن ، اين قدر زمين داريم ، زمينهاى زياد ، و همه چيز ما داريم ، خوب چه شده است كه ما بايد همهمان تحت سلطهء دو تا ابرقدرت باشيم ؟
خوب ، علت
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، ج 1 ، ص 439 .