اصفهان آمد ، شكايت زياد از اينكه با روحانيون رفتار بد مىشود . چه آن مطلب درست به عرض ايشان رسيده بود يا نادرست ، من كلى مطلب را مىگويم كه جريانى است كه روحانيت را كنار بگذارند . شما ديديد كه در زمان قبل از اين جمهوريهاى اخير ، اوايل امر ، يك جريانى بود كه اين روحانيتها ، روحانيون شاخص را پيش ملت رسوا كنند با دروغ و حيله . آقاى بهشتى - رحمه اللَّه - كه يك نفر آدمى بود كه مجاهد براى اسلام بود ، به درد مىخورد ، فعال بود ، دانشمند بود ، مدير بود ، مدبر بود ، ديديد كه در صحنهء كشور چه فضاحتها در آوردند اشرار و مردم را [ از او ] منحرف كردند . مردم يك وقت بيدار شدند كه بهشتىاى در كار نبود . من خوف اين را دارم كه - خداى نخواسته - ملت ما يك وقت بيدار بشود كه روحانيت كنار رفته است و سلطهء اجانب بر اين مملكت بازگشته است و آن وقت تأسفها فايده نداشته [ باشد ] ؛ همان طورى كه در زمان امام حسين - سلام اللَّه عليه - آن طور درست كرده بودند چهرهء پسر پيغمبر را كه مردم كوفهاى كه پدر او را ديده بودند ، مجاهدات او را ديده بودند ، همين مردم كوفه براى كشتن پسر پيغمبر مسابقه مىكردند و مردم كوفه يك وقت متوجه شدند كه امام حسين ديگر نبود .
من خوف اين را دارم كه شما ملت بزرگ ايران ، كه براى خدا قيام كرديد و براى خدا جوانهايتان را داديد و براى خدا زحمات طاقت فرسا كشيديد و همه چيزتان را فداى اسلام كرديد ، با اين جريانى كه به نظر مىآيد كه دارد پيش مىرود ، يك وقتى متوجه بشويد كه - خداى نخواسته - با انعزال اين مردم ، اينهايى كه خدمتگزار هستند ، يك حكومت قلدرى با اسم « اسلام » ، با اسم « جمهورى اسلامى » ، با اسم « خدمتگزار به اسلام » بيايد و همهء زحمتهاى شما و خونهايى [ را ] كه داديد ، هدر ببرد . رضا خان هم اول كه آمد ، در همين سينهزنىها مىرفت سينه مىزد ، در تكيهها مىرفت دور تكيهها مىگرديد و شمع روشن مىكرد . آن وقت كه پايش محكم شد ، تمام آثار اسلام را اين نانجيب مىخواست از بين ببرد . در سرتاسر ايران ، مجلس روضهء آشكار ، يكى نبود . اگر يك مجلسى بود ، نصف شب بود ، قبل از اذان صبح بود . شما خوف اين را داشته باشيد كه اگر تشكر اين نعمتى كه خداوند به شما داده - و آن اسلام است و تشكرش به وحدت
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٦٧