تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
رضا خان به تهران و كودتاى رضا خان يك امر عادى نبود كه مِن باب اتفاق يك نفر آدم - مثلًا - عامى لشكرى بيايد و كودتا كند و دنبالش هم آن طور اعمال باشد و دنبالش هم آن طور اعمال . ابتدا اين را آوردند و كلمه به كلمه آن طور كه انسان حدس مىزند ، به او برنامه دادند و راه نشان دادند . ابتدا با ظاهر مقدسى و علاقه به اسلام ، علاقه به روضهء حضرت سيد الشهدا اين طور علاقه‌ها را به او نشان دادند و او هم خوب عمل مىكرد . من در روضه‌اى كه گمان مىكنم كه مال ارتش بود ، در جوانى ، در اوايل جوانى ، در روضهء آنها رفته‌ام و دسته‌جاتى كه از ارتشيها نوحه‌خوانى مىكردند و سينه زنى مىكردند ، ديدم . اين ابتداءً با اين سلاح وارد شد در كشور ما ؛ يعنى ، آوردندش در كشور ما ، با قلدرى ، آنهايى كه مراكز قدرت بودند ؛ كنار گذاشت و عشاير و كسانى [ را ] كه قدرتى در ايران داشتند ؛ آنها را با قلدرى و نقشه شكست داد و كنار گذاشت و بعد از اينكه يك قدرى استقرار پيدا كرد پايش ، شروع كرد به آن نقشهء دوم . نقشهء دوم اين بود كه اسلام را هر چه مىتواند ، از آن قيچى كند . به روحانيون كه مبدأ امور مردم بودند و مرجع مردم بودند و هر يكىشان در يك دِه يا در يك شهر يا در يك استان نفوذ داشتند و مىتوانستند يكوقت مردم را بسيج كنند ، روحانيون را آن قدر تضعيف كرد ، آن قدر با تبليغات اينها را تضعيف كرد كه شوفرها اينها را سوار نمىكردند . يكى از دوستان من - خدا رحمتش كند - گفت : من اراك بودم ، مىخواستم بيايم قم . رفتم كه اتومبيلى را اجاره كنم براى آمدن . آن شخص گفت كه ما قرار داده‌ايم با خودمان - آن شوفر گفت - كه دو طايفه را سوار اتومبيل نكنيم : يكى فواحش و يكى آخوندها را ! اين طور تحقير كردند . اين تحقير نه اينكه يك مطلبى بود كه مِن باب اتفاق رضا خان مىخواست اين كار را بكند ، اين نقشه‌اى بود كه روحانى از باب اينكه مىتوانست يك وقت يك كشورى را به هم بزند و يك ناحيه‌اى را بسيج كند ، اين قدرت بايد گرفته بشود . اين قدرت را كوشش كردند و گرفتند ؛ يعنى ، روحانيون را منزوى كردند و از هر جا هم كه يك صدايى از آنها بلند مىشد و يك قيامى مىكردند ، آن را خفه مىكردند . از