« انحصار » ، اين صحيح است . انحصارطلبى - فى نفسه - يك امر فاسدى نيست كه هر انحصارطلبى فاسد است . انحصار كه بخواهد همه چيز را به نفع ماديت تمام بكند ، براى خود آدم باشد ، اين انحصارطلبى فاسد است . البته اگر شما و ما و هر كدام اينها بخواهيم بهرهبردارى براى خودمان بكنيم ، از اين شهدايى كه خون خودشان را دادند ، ما هم انحصارطلب به آن معناى فاسدش هستيم . اما من كه شماها را مىشناختم و مىديدم اين طورى نيست مسأله و مقصد شما اسلام است ، خوب ، من گاهى هم به اشخاص مىگفتم كه صحيح نيست . در هر صورت ، شهادت آقاى بهشتى و اين هفتاد نفر مظلوم يك دفعه متحول كرد مردم را به اينكه كم كم بيدار شدند . الآن بعضى از آن اشخاص كه در آن وقت چيزهايى - مثلًا - مىگفتند ، برگشتهاند و پشيمان شدهاند و اظهار ندامت مىكنند ، و توبه مىكنند و مثل قضيهء تائبين شده است الآن ، و هر قصهاى كه واقع مىشود اين طور است .
آقاى قدوسى - خدا رحمتش كند - خوب من مىشناختم چه آدمى است و چقدر به اين آدم [ اتهام وارد ] كردند كه مردم را دارد چه مىكند ، مىكُشد ، چه مىكند ، فلان . . . ، و من مىدانستم چه آدمى است ؛ محتاط . در احتياط ، حتى در اين ماليات ، آن قدر از او شكايت مىكردند كه اين آقا احتياط مىكند ، نمىگذارد يك چيزى را كه بايد خرج كرد ، خرج كند ، لكن وقتى كه به شهادت رسيد ، يك دفعه يك دسته بيدار شدند كه اينها يك همچو افرادى را دارند شهيد مىكنند . اينها هر نفرى از ماها و شما را شهيد بكنند ، به نفع اسلام است و ما از اين خوفى نداريم و به ضرر آنهاست . اگر اينها از روى عقل عمل كرده بودند و آن طورى كه بعضى جبهههاى سياسى عمل مىكنند - كه آنها هم مثل همينهايند - اگر اينها از روى عقل عمل كرده بودند ، حالا هم رئيس جمهور همان بود و هم آن وكلايى كه فاسد بودند ، همان جا بودند و مىتوانستند كه به تدريج ، كم كم بكشانند اين جمهورى اسلامى را به مسائل غربى ، همه هم رو به غرب نماز مىخواندند .
لكن خدا خواست ، اينكه اينها نتوانند خوددارى كنند و سياست را نمىفهميدند ؛ نمىفهميدند كه چه جور بايد رفتار كرد . ملت را نشناخته بودند . اسلام را توجه به آن
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٠١