تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
ببينند . من گفتم كه من با آنها ملاقات نمىكنم ، از باب اينكه اينها اشخاصى هستند كه اگر بيايند يك چيزى اينجا بگويند ، دروغ مىروند مىگويند و من ملاقات نمىكنم . لكن با بعضى آقايان ديگر ملاقات كرده بودند و آن آقايى « 1 » كه با او ملاقات كرده بودند ، عصر همان روز آمد با حال وحشتناك پيش من ، گفت كه اينها آمده‌اند و مىگويند كه ما مىريزيم در منزلهايتان ، اگر جواب آقاى حكيم را بدهيد ، مىريزيم در منزلهايتان ، خودتان را چه مىكنيم ، زنهايتان را چه مىكنيم و از اين حرفهاى اراذلى . و حالا بايد چه بكنيم ؟ گفتم : شما هم باور كرديد حرفشان را ؟ گفت : ما چه بكنيم ؟ من همان وقت پا شدم ، جواب آقاى حكيم را دادم . اگر آن وقت هم به ما اينها يك روى خوشى نشان مىدادند و چه مىكردند - باز ما يك بهرهء حسابى نمىتوانستيم برداريم - منتهى نمىشد به اينها و اگر 15 خرداد پيش نيامده بود و آن كشتار ناهنجار و ظلم و ستم بزرگ واقع نشده بود ، باز ممكن بود كه منتهى به اين مسائل نشود . در هر قصه‌اى كه واقع مىشد ، يك بهره‌اى قهراً برداشته مىشد . اگر 17 شهريور آن مسائل واقع نمىشد و آنها گذاشته بودند مردم صحبتشان را مىكردند ، چه مىكردند ، منتهى به اين نمىشد كه بايد برود . يا آنها يك چيزهايى را كه آنها مىخواستند آن وقت ، شايد آن وقت خيلى چيزهاى مهمى هم نبود . يا شاه معدوم مىگفت كه من حاضرم كه عمل كنم به قانون اساسى و چه بكنم ، خوب اين صحبتها پيش نمىآمد . لكن آن شرارتى كه آنها كردند ، در مقابلش بهره‌اش اين بود كه منتهى شد به سقوط ؛ سقوط شاهنشاهى 2500 ساله . در هر قصه‌اى كه پيش آمد و به ما صدمه‌اى وارد شد ، در ازاى او ، يك بهرهء خوبى ما برداشتيم . شما مىبينيد كه در زمانى كه مرحوم آقاى بهشتى زنده بودند ، چه وضعى پيش آوردند اين اراذل و ايشان را يك چهرهء ديگرى نشان داده بودند كه آن روز در خيابانها هم بر ضد ايشان تظاهرات مىكردند ، صحبت مىكردند و نمىدانستند قصه را . شهادت
هامش
( 1 ) - آقاى سيد كاظم شريعتمدارى .