بسته به اين است كه يك كارى بكند ، يك صلحى ، يك صلحى كه براى او لا اقل ، يك قدرى سرپوش باشد بكند و ايران حاضر نمىشود مذاكره كند ، مگر اينكه او كنار برود و از بين برود ، خوب ، البته او بايد دشمن بشود و بگويد كه ما پنج هزار نفر را كشتهايم .
همين چند روز كه شكست فاحش در دو - سه جا خوردند ، او گفته است كه ما پنج هزار نفر از ايرانىها را كشتيم و چه كرديم و چه كرديم . خوب اگر اين را نگويد ، چه بكند ؟ ! بايد يك همچو چيزهايى بگويد . يا آنهايى كه از اينجا شكست خوردند و رفتند ، اگر اين شيطنتها را نكنند ، چه بكنند ؟ !
اگر از يك ملتى كه آنها را بيرون كرده است و به جاى آنها ، وفادارى خودش را به اسلام اعلام كرده است و در خيابانها مىريزد و اعلام مىكند و مىگويد كه ما خودمان حاضريم بياييم شماها را حفظ كنيم و دولت خودمان را ، مجلس خودمان را حفظ كنيم ، اين چيزى را كه از ملت مىبينند كه در غياب آنها - آنها فرار كردند و در غياب آنها - مردم اين طور سرِ شوق هستند و اين طور مردم متوجه به حفظ دولت خودشان هستند و مجلس خودشان هستند ، خوب ، آنها بايد به ما بد بگويند ؛ نمىشود نگويند ، بايد ما را خونخوار حساب كنند كه اينها آدمكشاند و اينها . آنها خودشان اين آدمها را مىكشند ، بسيار مردم صالح خيلى خوبى هستند كه رجايى را ، آقاى باهنر را - نمىدانم - آقاى قدوسى « 1 » را ، اينها را كشتهاند ، اين خيلى آنها كارهاى بزرگ كردهاند !
ايران ، با ثبات ترين كشورها
اين كار بزرگى نيست كه يك بمب بگذارند يك جايى ، بكُشند يك نفر را . اين كارها ، انفجارات ، الآن در همهء دنيا هست ؛ چهار تايش هم اينجا باشد . ما وقتى مقايسه كنيم مملكت خودمان را بر همهء ممالكى كه در عالم هست ، باثباتتر از مملكت ما كدام مملكت است ؟ كجاست كه وقتى يك نخست وزير ترور بشود و به مجرد اينكه شد ، يك نخست وزير ديگرى به جاى او مىآيد و زمام امور را دست مىگيرد ؟ كجاست كه يك
هامش
( 1 ) - شهيد على قدوسى ، دادستان كل انقلاب اسلامى .