بلكه دم از قرآن خيلى مىزند ، اما وقتى كه كتابهايشان را شما الآن ملاحظه كنيد كتابها انحرافى و همه از اسلام منحرف . خوب ، ما مىگوييم كه اگر جوانهاى ما خدمت مىكنند براى اسلام ، براى خدا خدمت مىكنند . همه چيز ما از خداست ، براى خدا هم بايد بدهيم . خوب ، شما جوانهاى بيچارهاى كه گرفتار اينها شديد خون خودتان را براى كى مىدهيد ؟ ما مىگوييم براى خدا . شما مىگوييد براى كى ؟ اگر براى خداست ، حكومت اسلامى حالا حكومتى است كه مىخواهد احكام اسلام را درست كند . اگر واقعاً شما خونتان را مىدهيد براى چهار نفرى كه انحراف دارند ، اعتقاد به اسلام و اعتقاد به كشور اعتقاد به اينها ندارند خون خودتان را مىدهيد و رفقاى خودتان را ، جوانهاى خودتان را مىكشيد ، براى اين . خوب ، يك قدرى فكر لازم دارد كه ببينيد براى چه مىكنيد ، براى چى اين كارها را مىكنيد .
انسان بايد هر كارى مىكند يك راهى داشته باشد ، يك اتكايى داشته باشد . ملت ما اتكاء به خدا دارد ، در جبهه ، جنگ مىكند . ملت ما اتكاء به خدا دارد ، در جبهه جنگ مىكند و نماز شب مىخواند و - عرض مىكنم كه - با دشمن اسلام مبارزه مىكند ، اگر آنجا شهيد بشود آن اجرش با خداى تبارك و تعالى است و پيش خدا آبرومند است ، پيش خلق هم آبرومند است . امّا شمايى كه در خارج يك دسته نشستند و شما بيچارهها را وادار مىكنند به اينكه برويد و مردم را بكشيد و ترقه بگذاريد فلان جا چه بشود ، بمب بگذاريد كجا چه بشود ، انفجار ايجاد بكنيد ، خوب شما اتكايتان به كى است ؟ فردا اين سرانى كه هستند از قبيل بختيار « 1 » و امثال بختيار ، براى شما يك كارى انجام مىدهند ؟ ! شما اگر از بين رفتيد ، اگر شما كشته شديد ، فردا بختيار براى شما يك كارى انجام مىدهد يا رجوى « 2 » انجام مىدهد ، يا ديگران ؟ ! ما مىگوييم خدا ، شما مىگوييد چى ؟ اگر شما هم مىگوييد خدا ، خوب با ما همراهيدبسم اللَّه ، بياييد خدمت كنيد به اين مملكتتان .
هى مىگفتيد اختناق است ، كو اختناق ؟ حرفش را هى مىزديد ، هى مىگفتيد اختناق
هامش
( 1 ) - شاپور بختيار ، آخرين نخست وزير رژيم پهلوى
( 2 ) - مسعود رجوى ، سركردهء گروهك تروريستى منافقين .