تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
پاى جمهورى اسلامى حساب مىكنند و بالاخره پاى اسلام حساب مىكنند و لهذا ، قاضى امروز مسئول حيثيت اسلام است ؛ مسئول حيثيت جمهورى اسلام است و مثل قضاتِ در طول تاريخ نيست كه فقط مسئول باشد نسبت به آن قضاوتى كه در مورد شخصى مىكرد . امروز قضاوت علاوه بر آن بعدى كه هميشه داشته است ، يك بعد خاصى دارد و آن بعد خاص آن چيزى است كه بر مىخورد به حيثيت اسلام . اگر چند قاضى در چند محل اشتباه بكنند ، يا بعضى از آنها مثلًا - خداى نخواسته - عمداً يك كارى را انجام بدهند ، اين اسباب اين مىشود كه قلمهايى كه مىخواهند اين جمهورى اسلامى را از بين ببرند يكى را چند و چند را صدها جلوه مىدهند و با قلمهاى خودشان به اصل جمهورى اسلامى و به اسلام حمله مىكنند . بنا بر اين ، اگر سابق شغل قضا يك شغل در عين حال بسيار مهم و پر مسئوليتى بود ، امروز مسئوليت او بسيار زيادتر است ؛ بايد بگوييم صد چندان است . اين يك [ مطلبى ] است كه به متصديان قضا ، چه در حال و چه بعدها كه تصدى مىكنند ، عرض كردم .

اشكال‌تراشيهاى بى جا در امور قضايى

و يك عرضى هم دارم به اينهايى كه كنار نشسته‌اند ، توى حجره‌ها نشسته‌اند ، توى خانه‌ها نشسته‌اند و وارد صحنه‌ها نيستند ، لكن اشكال مىكنند ، يك عرضى به علمايى است كه در اين مسائل اشكال مىكنند ، مصاحبه مىكنند ، چيز مىنويسند ؛ اشكال امر آسانى است ، انسان مىتواند يك جايى بنشيند و فكر خودش را جمع بكند و اشكال بكند ، آنچه مشكل است حل اشكال است . ما امروز چند هزار قاضى در اين كشور لازم داريم ، قاضىاى كه قاضى شرع باشد . اين آقايان بايد يكى از چند امر را قبول بكنند ؛ يا قبول بكنند كه اصل قضا را در اين جمهورى اسلامى حذف بكنند ، اصلًا قضاوت هيچ نباشد ، هرج و مرج باشد ، هر كس مال هر كس را برد و ناموس هر كس را تجاوز كرد و هر كس را كشت يك محل رسيدگى نباشد ، اين يك فرض است . فرض دوم اينكه نه ، باشد ، اما مثل سابق باشد ؛ مثل زمان رژيم پهلوى باشد ؛ يعنى ، قاضى لازم نيست مسلمان باشد .