كس ديگرى نمىتوانم اين طور ارزش قائل بشوم . كارهايى كه آنها مىكنند يك كارهايى است كه دنبالش توقع اينكه يك مقامى داشته باشند ، يا يك پستى را اشغال كنند ، يا يك چيزى از مردم خواهش كنند ، هيچ اين مسائل نيست . بلكه سربازان گمنامى هستند كه در جبههها بايد گفت مشغول به جهاد هستند . و ما اگر فايدهاى از اين جمهورى اسلامى نداشتيم الّا همين حضور ملت به همهء قشرهايش در صحنه و نظارت همهء قشرها در امور همه ، اين يك معجزهاى است كه جاى ديگر من گمان ندارم تحقق پيدا كرده باشد . و اين يك هديهء الهى است كه بدون اينكه دستهاى بشر در آن دخالت داشته باشند خداى تبارك و تعالى به ما اعطا فرموده است . و ما بايد قدر اين نعمت را بدانيم ؛ و اقتدا كنيم به اين زنها و بانوان و بچههاى پشت جبهه و آنهايى كه در خود شهرهاى مخروبه و نيمه مخروبه حاضرند . ماها بايد از اينها اخلاق اسلامى و ايمان و توجه به خدا را ياد بگيريم . ماها ممكن است كارهايى كه حتى خيلى هم مفيد است . براى جامعه بكنيم ، لكن براى خودمان مفيد نباشد . ممكن است كه ماها كارهايى انجام بدهيم كه به صلاح جامعه است و جامعه از آن استفاده كند و جامعه را به پيش ببرد ، لكن ما را به عقب ببرد ؛ و در پيشگاه خداى تبارك و تعالى نه اينكه اجرى نبريم ، بلكه انحطاط پيدا بكنيم .
ما بايد به اين قشرهاى تودهء مردم كه بىتوقع به كشور خدمت مىكنند و به همهء شما هم دارند خدمت مىكنند به آنها اقتدا بكنيم و خودمان را اصلاح بكنيم . اگر ما هم آن روحيه را پيدا مىكرديم ، آن وقت كارهايمان همه يك وجهه پيدا مىكرد . و افراد اگر كارهايشان به وجههء واحد باشد ؛ يعنى مقصد خدا باشد و توجه به او . انسان را وادار به كار بكند ، هيچ اختلافى متصور نيست . تمام چيزهايى كه بشر به آن مبتلا هست از خود آدم است . تمام يعنى كارهايى كه به دست بشر انجام مىگيرد ، بلكه كارهايى هم كه از غيب به ما وارد مىشود ، چه بسا اين همه زلزلهها و سيلها و طوفانها براى اين باشد كه ما خودمان را اصلاح نكرديم . ما اگر چنانچه خودمان را اصلاح كنيم و اينهايى كه مؤثرند در بين تودهها ، اينهايى كه مردم نظر مىكنند ببينند اينها چه مىكنند ، آنها هم تبعيت كنند ، اگر آن اشخاصى كه مورد توجه مردماند و مردم اعمال آنها را و اقوال آنها را تحت نظر
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٠٤