كردن روحانيت و كشاندن آنها به گوشههاى انزوا و حجرههاى مدارس و گوشههاى مسجد . طرحريزى شده بود و در باور اكثر روحانيون و اكثر قريب به اتفاق ملت [ بود ]
اگر يك امرى كه مربوط به سياست ، مربوط به اجتماع ، مربوط به گرفتاريهاى سياسى و اجتماعى اسلام و كشور اسلام بود ، روحانى نبايد دخالت كند ! اين امر را از اروپا گرفته بودند ، آنها هم روحانيت خودشان را منزوى كرده بودند تا هر كارى كه مىخواهند به سر ملتها بياورند و كسى نباشد چرا بگويد . در اينجا هم ، در مملكت ما در بلاد ديگر اسلامى هم ، همين نقشه بود . روحانيين اگر دخالت در يك امر سياسى مىكردند ، ملت به آنها ايراد مىگرفت ؛ خود روحانيين هم ايراد مىگرفتند . آنها بايد منعزل « 1 » باشند از سياست و از گرفتاريهاى اسلام و مسلمين ؛ و اين امور بايد به دست سلاطين و وابستگان به آنها سپرده بشود . اين يك نقشهاى بود كه سالهاى طولانى كشيده شده بود ، و استفادههاى بزرگى هم كردند . اگر اين نقشه نبود يا به ثمر نرسيده بود ، كشور ما و كشورهاى اسلامى ، كه روحانىشان بايد در امور كشور دخالت كنند و بايد سياست مُدُن را در رأس برنامههاى خودشان بگذارند ، اين گرفتاريها را پيدا نمىكرد . آنها خوب فهميده بودند كه اين طايفه كه پيش مردم هستند و نفوذ دارند و كليد باب ملت هستند ، بايد به طورى عمل بشود كه ملت هم اجازه ندهد به اينها كه در امور سياسى دخالت كنند ؛ و خودشان هم باورشان بيايد كه نبايد در امور سياسى دخالت كنند . همان طورى كه غربيها اين مطلب را نسبت به كليسا انجام دادند و كليسا منعزل شد از ملتها ، اين امر در اينجا هم به دست آنها انجام گرفت و ما را به اينجا رساند .
توطئه دشمن ؛ منزوى كردن روحانيون از عرصهء سياست
امروز كه يك تحول بزرگى در ملت ما پيدا شده است ، و خداى تبارك و تعالى به اين ملت عنايت فرموده است و اين تحول را به قدرت خود ايجاد فرموده است ، در روحانيين هم اين تحول حاصل شده است . الآن در صف مجاهدين جهاد مىكنند و كشته مىدهند
هامش
( 1 ) - بر كنار شده .