تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
در همهء قشرها اشخاصى كه مخالف با مصالح عمومى مسلمين باشند و فعاليتهايشان بر اين باشد كه جيبهاى خودشان را پر كنند ، هست . بازار هم افرادى هستند كه در همچو وقتى كه كشور ما مبتلاى به جنگ است و پيرزنها و پيرمردهاى دهاتى هر چه دارند ، دارند در راه اين اسلام و جنگ مىدهند . باز در بين بازار اشخاص منحرفى هستند كه از خدا بىخبرند ، و در يك همچو موقعى كارشكنيها مىكنند براى دولت ، و كارشكنيها مىكنند براى اين جنگى كه الآن ما داريم . مورد تأسف است اين معنا كه قشرهاى ميليونى ملت در تمام دهات و قصبات و شهرها و بازارها براى اين جنگ نگران هستند و پشتيبان اين جنگ و اين جنگزده‌ها و اين ارتش و اين پاسدارها هستند . لكن يك عده‌اى در مقابل اين توده‌هاى عظيم در هر جايى از مملكت هستند و در بازار هم هستند كه در مقابل اسلام خودشان را قرار دادند . در مقابل كشور اسلامى خودشان را قرار دادند . كوشش كنيد ، آقايان بازارى كوشش كنند در اينكه مبادا اينها بازار را متهم كنند . مبادا اينها بازار را بدنام كنند . بازار ايران خوشنام است و هميشه پشتيبان كشور و ملت و اسلام بوده است ، و در هر مشكلى ، بازار در حل آن مشكلها دخالت داشته است و جزء ملت بوده است . و همان ملت است و همان مردم است كه در بازارها مجتمع هستند و مشغول اقتصاد ملت هستند و مشغول كارهاى صحيح هستند . توجه داشته باشيد كه يك گروه كوچكى كه منافعشان از دست يا رفته يا خوف اين را دارند كه از دست برود ؛ يعنى منافع نامشروعشان از دستشان رفته است ، كارى نكنند كه بازار را متهم كنند ، از قول بازار يك چيزى نگويند . اگر يك وقت از قول بازار يك مطلبى را منتشر كنند ، بازاريها اعتراض كنند و به آنها بگويند كه شما اسماى خودتان را بنويسيد در اعلاميه‌هاى خودتان . بايد خيلى امروز ما توجه به اين مسائل داشته باشيم . اجتماع بازار ؛ يك اجتماعى است كه اگر در يك مسير اسلامى حركت بكند - و به حمد اللَّه حركت مىكند - مملكت را از آسيب نگه مىدارد . همين بازار است كه پشتوانهء ارتش است . و همين بازار است كه در اين زمان پشتوانه كشور است و دولت است . و اگر تفرقه در بازار باشد و بعض از اشخاصى كه تفرقه افكن هست گذاشته بشود كه فعاليت بكنند ، خداى نخواسته اين ستون سِتَبر اسلام را يك وقت از بين
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 526 | السيد الخميني