گرچه گفته شده است كه :
انْظُرْ الى ما قالْ وَ لا تَنْظُرْ الى مَنْ قالَ « 1 »
نگاه كن به آن چيزى كه گفته مىشود ، نه به آن شخصى كه آن چيز را مىگويد . و حكمت را بايد اخذ كرد و لو از يك مشرك ، لكن در عين حال كه اين مطلب صحيح است ، اين مطلب هم بايد مورد توجه واقع بشود كه وقتى « ما قال » را ؛ آن چيزى كه گفته مىشود شنيديم ، يك نظرى هم به « مَنْ قال » بكنيم . ببينيم كه خودش چكاره است .
لزوم دعوت به وحدت
دعوت به وحدت از اهم امورى است كه امروز در جامعهء ما لازم است . و تا قشرهاى اين ملت وحدت نداشته باشند ، همفكر نباشند ، همعقيده نباشند ، و با هم آن راهى كه صراط مستقيم است اتخاذ نكنند ، با هم آن راه را [ طىّ نكنند ] به مقصد نخواهند رسيد .
شما ديديد كه اين ملت در يك برهه از زمان كه با هم وحدت داشتند ، و مقاصد ديگرى كه داشتند كنار گذاشته بودند ، و يك مطلب را دنبال مىكردند و آن مطلب اينكه رژيم بايد برود ، آن وقت همه با هم اين مطلب را دنبال مىكردند و عمل هم مىكردند . همچو نبود كه بگويند بايد برود لكن عمل نكنند . من كه ملت مىگويم ، ملت همين جمعيت كوچه و بازار و خيابانهاست و همين جنوب شهريها ، آنها آن وقت مُسْتَهلك « 2 » بودند . در عين حالى كه از رفتن رژيم متأثر بودند لكن جمعيّتى بودهاند كه در مقابل اين سيل خروشان ملت و اين درياى خروشان ملت چيزى نبودند و لهذا حرفى نمىزدند .
نمىتوانستند اظهار كنند . و شما ديديد كه با آن وحدتى كه ملت ما پيدا كرد و همه از يك راه مىرفتند و يك مقصد داشتند ، همهء قدرتهايى را كه دنبال اين قدرت شيطانى شاه بود شكستند . و شاه حتى از سربازيهاى خودش هم - آنهايى كه با ملت و جزء تودهها بودند - منزوى شد و نتوانست بماند و رفت به جايى كه بايد برود . اين وحدت و توجه به خدا و اللَّه اكبر بود كه شما را بر آن قدرتها پيروز كرد و تا امروز هم در قلهء پيروزى هستيد . بنا بر اين ،
هامش
( 1 ) - غرر الحكم ، آمدى ، ص 58 ، ح 612
( 2 ) - نابود شده ، از بين رفته .