گفتن و شنيدن ، خود انسان قرائت مىكند و مىشنود آن آياتى كه سازنده است ، مثل سورهء مباركهء حمد كه يك درس سازنده است . انسان بايد اينها را تكرار كند و تلقين كند ، و نفس را حاضر كند براى شنيدن . انسان خودش كه يك مطلبى مىگويد ، سامع يك دفعه مىشنود ، و در قلبش هم وارد مىشود . لكن گوينده ، اول در قلبش نقش مىبندد ، بعد آن را مىگويد و بعد مىشنود ، و بعد باز در قلبش وارد مىشود . تلقين از امورى است كه لازم است . اينكه من در بعض از مسائل براى دوستان دايماً يك مطلب را تلقين مىكنم و اظهار مىكنم براى اين است ، كه مطلب مهم است . ساختن يك جامعه است .
ساختن يك ملت است . و تا ساخته نشود يك ملت و يك جامعه ، نمىتواند به آن مقاصد عاليهاى كه دارد برسد . و لهذا مسائل مهم را بايد تكرار بكنند . گويندگان تكرار بكنند و شنوندگان هم خودشان به خودشان تلقين بكنند تا ان شاء اللَّه تأثير بكند در نَفْس .
گاهى وقتها گوينده در عين حالى كه خوب مىگويد ، در عين حالى كه خوب مىنويسد ، كتاب توحيد هم مىنويسد ، كتاب اخلاق هم مىنويسد ، لكن همان نوشتن است و گفتن است و عرضه داشتن است ، خودش از آن بى خبر است . بسيار مسائل است كه گويندگان هر جا بايد باشند مىگويند ، مسائل را طرح مىكنند و خيلى هم خوب طرح مىكنند . و خيلى هم خوب عرضه مىكنند و دعوت خوب مىكنند و موعظه خوب مىكنند . لكن از باب اينكه خودشان ساخته نشدهاند ، مىگويند و خودشان بيخبرند . چه بسا اشخاصى كه كتاب اخلاق مىنويسند و بسيار هم خوب مىنويسند ، و خودشان متَّصف به اخلاق حسنه نيستند . و چه بسا اشخاصى كه توحيد را خوب تدريس مىكنند و خوب القا مىكنند و خودشان بيخبرند . گوينده اگر خودش بى خبر شد ، تأثير در كلامش هم كم خواهد شد . گاهى يك انسانى در گفتار بسيار خوب است و بسيار جميل صحبت مىكند . در نوشتن هم بسيار خوب چيز مىنويسد و خوب القا مىكند ، لكن خودِ نويسنده و خودِ گوينده و خودِ موعظهكننده را وقتى انسان مىبيند ، مىبيند عملش آن طور نيست
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 398
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٩٨