آن راهى كه بايد باشد . اگر اينها از همان راه مستقيم رفتند ، اينها الهى هستند . راه ، راه خداست و هر كس از اين راه برود ، الهى است تا آن وقتى كه همه چيز انسان ، همهء اعمال انسان ، همهء حركات انسان ، همهء تخيلات انسان ، همهء تعقلات انسان ، الهى بشود . يا اين راه است يا راه چپ و راست ، كه بر خلاف راه مستقيم است ، كه هر يك از اينها انحراف است و به سوى طاغوت است .
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ
. « 1 » ظلمات ، تمام عالَم كه توجه به خدا ندارد و نور ، نور مطلق حق تعالى كه بايد همهء عالَم متوجه به او باشد .
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ
. « 2 » همين دو راه است : يا ايمان است و اسلام است و توجه به مكتب الهى [ كه ] ولىّ اين امر خداست و خدا مؤمنين را اگر در اين راه افتادهاند ، هدايت مىكند و تمام ابعاد انسانى را الهى مىكند و يا كفر است و بر خلاف توحيد است ، چه در طرف راست و چه در طرف چپ . طاغوت است و منتهى إليه آن جهنم .
در دنيا هم همهء فسادها و همهء جنگهايى كه در عالَم تحقق پيدا مىكند به دست ابرقدرتها ، همه جنگهاى شيطانى و طاغوتى است . در جنگها هم جنگ طاغوتى هست و جنگ توحيدى . جنگهايى كه پيغمبرها مىكردند ، اوليا مىكردند ، مؤمنين مىكردند براى اين بود كه اشخاص سركش را از آن سركشيها برگردانند و تأديب كنند . اين جنگ ، جنگ الهى است و آن جنگهايى كه براى احراز مقام است ، براى به دست آوردن قدرت است ، براى تحميل بر جامعههاست ، براى جنايتكارى اين ابرقدرتهاست يا هر قدرتى ، اين جنگها جنگهاى ابليسى است و جنگهاى طاغوت است . عالَم از اين دو حال خارج نيست .
هر حركتى كه از انسان صادر بشود ، چه حركتهاى قلبى و چه حركتهاى روحى و چه حركتهاى جوارحى ، از اين دو حد خارج نيست : يا به طرف صراط مستقيم و اللَّه است و يا طاغوتى است ؛ منحرف يا به طرف چپ يا به طرف راست .
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
. « 3 » صراط
هامش
( 1 ) - بخشى از آيهء 257 ، سورهء بقره : « خدا ، يار اهل ايمان است ، آنان را از تاريكيها بيرون آرد و به سوى نور بَرَد . . . . »
( 2 ) - ادامه آيه سابق : « و آنان كه راه كفر گزيدند يار ايشان طاغوت است . »
( 3 ) - سورهء فاتحة الكتاب ، آيهء 6 .