تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
كرده باشد ، يك حسابى براى عجم باز كرده باشد ، يك حسابى براى ايران باز كرده باشد و يك حسابى براى كجا . حسابها ، اين حسابهايى كه پيش مردم مادى كه مطرح است ، كه ما ايرانى هستيم و براى ايران بايد چه بكنيم ، و آنى كه [ عراقى است ] ، بگويد ما عراقى هستيم و براى چه ، اين حسابها در اسلام نيست . اسلام مىخواهد كه همهء دنيا يك عائله باشد و يك حكومت در همهء دنيا ، آن هم حكومت عدل برقرار باشد و همهء افراد ، افراد همان عائله باشند . و لهذا ، ما مكرّر اين معنا را گفته‌ايم كه اين قضيه‌اى كه شايد صحبتش در همه جا هست كه ملت ايران - مثلًا - جدا ، ملت عراق جدا ، هر كدام يك عصبيّتى براى او داشته باشند و حتى به اسلام كار نداشته باشند ، به ملت و به ملّيت كار داشته باشند ، اين يك امر بىاساسى است در اسلام ، بلكه مُضادّ « 1 » با اسلام است . اسلام در عين حالى كه وطن را - آنجايى كه زادگاه است - احترام مىگذارد ، لكن مقابل اسلام قرار نمىدهد . اساس ، اسلام است . اينها ديگر بقيه‌اش فرعند . و اساس آنهايى كه مكتبى هستند خدمت به اسلام است . اين خدمت اگر در لبنان باشد خدمت است ، اگر در ايران باشد خدمت است . اگر در هر جا ، اگر در حبس هم باشد خدمت است ، اگر بيرون هم باشد خدمت است . ايشان الآن هم در خدمت است . براى اينكه وقتى در راه اسلام يك كسى اين مصايب را ديد - كه نبايد اسمش را مصايب گذاشت - وقتى در راه اسلام باشد ، همه چيز آسان مىشود ؛ هَيِّن « 2 » مىشود . شما مىبينيد كه حتى اين جوانهايى كه الآن در اينجا و در لبنان و اينها مشغول خدمت هستند ، چه روحيه‌هايى دارند . همين ديروز يك جوانى آمده بود اينجا مىخواست يك زنى را عقد كند . بعد از اينكه صحبت از مِهر شد ، آن زن گفت كه مهر من را اين قرار بدهد كه به مكّه من را ببرد . آن جوان مىگفت كه من زنده نيستم تا تو را به مكّه ببرم ، من شهيد مىشوم . بالاخره با مدتى صحبت ، ما راضىاش كرديم به اينكه نه ، ان شاء اللَّه ، شما هستيد و خدمت مىكنيد . اين يك روحيهء خيلى خوبى است كه در جوانها پيدا شده است و
هامش
( 1 ) - مخالف ( 2 ) - آسان .