چنانچه يك مملكت را به او بدهند ، دنبال يك مملكت ديگر است ، آن مملكت را هم كه گرفت دنبال يكى ديگر است . اين طور نيست كه حدود داشته باشد آمال انسان . هر چه كه يافت دنبال اينى است كه آنى كه نيافته او را هم بيابد . انسان اگر به حال خودش باشد در شهوت غير متناهى است آمالش و در غضب هم غير متناهى است و در حس سلطهجويى هم غير متناهى است . شما گمان نكنيد كه اگر منظومهء شمسى را تمامش را يك انسانى به دست بياورد باز بنشيند كه خوب بس است ، مىگويد يك منظومهء ديگرى برويم ببينيم چه خبر است . شما مىبينيد كه الآن دنبال اين هستند كه به مناطق ديگرى كه غير زمين است ؛ به سيارات ديگر هم دست بيابند . اين طور نيست كه اگر دست يافتند به يك سيارهاى ، دنبال سيارهء ديگر نباشند . اين طورى انسان خلق شده است ؛ غير متناهى در غضب ، غير متناهى در شهوت ، غير متناهى در خودخواهى .
هيچ چيز انسان را سير نمىكند مگر اينكه تربيت بشود كه با اين تربيت به منتها سيرى كه در اين سِير آن منتها تمام چيزهايى است كه انسان مىخواهد ، و آن رسيدن به كمال مطلق [ است ] . به كمال مطلق اگر رسيد اين طمأنينه برايش حاصل مىشود .
همه در پى كمال مطلقند
اطمينان قلوب به رسيدن به خداست ، به غير او هيچ آرام نيست قلوب . خودشان هم ملتفت نيستند كه اين نفس توجه به كمال مطلق دارد ، منتها كمال را گم مىكنند . نفس انسان متوجه به اين است كه برسد به كمال مطلق . تشخيص اينكه اين كمال است ، آن كمال است ، آن كمال است ، اين اشتباه در اينجاهاست . يك كسى علم را كمال مىداند ، دنبال علم مىرود .
يك كسى قدرت را كمال مىداند ، دنبال قدرت مىرود . همهء اينهايى كه دست و پا مىزنند در دنيا ، دنبال اينند كه كمال مطلق را پيدا كنند ؛ يعنى ، همه دنبال اينند كه خدا را پيدا كنند ، متوجه نيستند خودشان .
اسلام هدايتگر انسان به سوى كمال مطلق
اسلام آمده است راه را نشان مىدهد ، سرگردانيها را از بين مىبرد و راه را نشان