تقليد كردند اينها از آنها يا نه ابتكار بوده ، اين را من اطلاع ندارم ؛ لكن على اىّ حال ، چه تقليد از ديگران بوده ، و چه ابتكار خودشان بوده است ، يك امر بسيار مشوّه بدى بود كه تلخى او در ذائقهء بايد بماند تا آخر . و من اميدوارم كه كارهاى شما آن تلخيها را از ذائقهها بزدايد .
كارشكنى و تضعيف يكديگر ، عامل انحطاط و سقوط
و يك مطلبى كه باز مىخواهم عرض بكنم كه دنبالهء همين است ، اين است كه الآن كشور ما اول عملش و اول كارش است . به حمد اللَّه تا حالا تمام آن چيزهايى كه يك حكومت لازم دارد ، محقق شده است ، لكن باز اول كار است . در اين اول كار يك ويژگىاى هست كه بعدها آن ويژگى ديگر ممكن است نباشد . حالايى كه از خارج و داخل به كشور ما هجوم مىشود ، در داخل با طرحهاى مختلف قلمهاى مختلف ، مجلههاى مختلف و گويندگان مختلف و اشخاصى كه شلوغ مىكنند در اين مملكت ، ابتلا هست ، و از خارج هم كه با قدرتهاى بزرگ ، محل ابتلاى ما هست ، ما اگر بخواهيم براى كشورمان ، براى اسلام پيروزى حاصل بشود ، بايد كارشكنى نكنيم از هم . بايد همه يكصدا باشيم . قضيهء هدايت مسألهاى است ، قضيهء كارشكنى مسئلهء ديگر ، هدايت بايد كرد . مركز همه قانونها و قدرتها مجلس است . مجلس هدايت مىكند همه را و بايد بكند ، اما بناى بر اين نباشد كه مجلس دولت را ضعيف كند . و بناى بر اين هم نباشد كه دولت مجلس را ضعيف كند . تضعيف هر يك ، تضعيف خودش هم هست . اگر رئيس دولت ؛ رئيس جمهور تضعيف كند مجلس را ، خودش قبل از مجلس سقوط مىكند . و اگر مجلس تضعيف كند دولت و رئيس جمهور و آنهايى كه اجرا مىخواهند بكنند ، اين خودشان هم تضعيف مىشوند و امروز صلاح نيست . چنانچه در يكوقتى هم يك همچو مطلبى واقع بشود ، آن هم يك جرم است . امروز اين مسأله ، جرم بسيار بزرگ است . براى اينكه ، در آن مواقعى كه مملكت ما ابتلا به اين مصايب ندارد ، خوب يك كار خلاف است ، اما كار خلافى نيست كه مملكت ما را تهديد به نابودى و شكست بكند . اما امروز