است . در هر صورت تمام اين مسائل دور مىزند به اينكه اين جمهورى اسلامى آن طورى كه بايد تحقق پيدا نكند . اگر تحقق پيدا بكند ، براى آنها ضرر دارد و دست آنها تا آخر كوتاه مىشود و اين يك ضربهاى است بر غرب ، بر شرق ، و آنها مىخواهند كه نشود يك همچو مطلبى . و ملت ما بايد آن قدرى كه توجه به اين آشفتگيهاى داخلى داشته باشد توجه به چيزهاى ديگر نداشته باشد . همه را بايد تحت نظر بگيرد . لكن آنكه صدمهء بيشتر به ما مىزند همين اختلافات داخلى است . او براى يك طرف مىكشد ، او براى طرف ديگر مىكشد . همين هواهاى نفسانى است كه در انسان هست . همين خودخواهيها و خودپسنديها است كه در انسان هست . همين گروه ديدن و خودگرايى به گروه و اينهاست كه در انسانهايى كه براى خدا نمىخواهند كار بكنند هست .
انسجام و وحدت كلمه
ملت ما اگر بخواهد از اين اسارت در طول تاريخ بيرون بيايد و خودش ، خودش را اداره كند ، استقلال پيدا كند ، آزاد باشد ، اگر ملت ما بخواهد اين طور بشود ، بايد يك راه را پيش برود ، آن راهى كه ملت دارد پيش مىرود . ملت اين تودهء جمعيت است . اين زن و مرد تودهء جمعيت كه خودشان را على حده نكردند و جدا نكردند از ملت . اگر بخواهند اين مملكت سر و سامان پيدا بكند بايد از اين گروهگرايى و از اين اختلافات و از اين كه او براى خودش بكشد ، او براى خودش بكشد از اينها دست بردارند . همه همان راهى كه ملت دارند مىروند ، همه همان راه را بروند . اگر همه آن راه را بروند ديگر آسيب نمىبينند . يك ملت وقتى همه با هم منسجم شدند ديگر قابل آسيب نيست اين ديگر . اما چنانچه خداى نخواسته در بين خودشان اختلافات حاصل بشود ، بين خودشان يك دشمنيها پيدا بشود ، هواهاى نفس نگذارند كه يك راه بروند ، آن وقت است كه آسيب ممكن است . لكن من اميد اين را دارم كه با اين تحولى كه حاصل شده است ، من در جامعهء زنها يك جور تحول عجيبى مىبينم كه بيشتر از تحولى است كه در مردها پيدا شده ، و آن قدرى كه اين جامعهء محترم به اسلام خدمت كردند در اين زمان ، بيشتر از آن