اسلامى مىگويد ، آن يكى چيز ديگر مىگويد ، آن يكى چيز ديگر مىگويد . در مقابل اسلام [ دائماً ] طرحهاى متعدد مىدهند ، در عين حالى كه مىدانند پيش نمىرود ، لكن مىخواهند ناراحت كنند . همان طورى كه خارجيها كه طرح مىدهند براى دخالت نظامى يا حصر اقتصادى و خودشان مىدانند كه يك چيز صحيحى اين نيست ، لكن اين طرح براى مقصد ديگرى ممكن است باشد و آن اينكه ما را از اين آشفتگيهاى داخلى متوجه به آن بكند . به نظرمان بيايد كه آن مشكل است . اينها ديگر مشكلات ندارند ، احتمال اين معنا هست . ما در عين حالى كه بايد توجه به آن مشكل داشته باشيم و با تمام قوا متوجه به آنجا باشيم ، اما نبايد از اين مشكلات داخلى كه شايد پيش آنها اصيل باشد ، از اين غفلت كنيم . اين اختلافاتى كه از اول تا حالا ايجاد كردند .
هواهاى نفسانى منشأ اختلافات
از آن روزى كه يك پيروزى نسبى براى اين ملت حاصل شد و اين سد را شكستند و دست اجانب قطع شد از اين كشور ، از آن وقت شروع كردند به ايجاد اختلافات و توطئهها . يك راهش اين بود كه در هر قدمى كه ملت برمىدارند يك اختلافى ايجاد كنند . راجع به اصل جمهورى اسلامى حرفها بزنند و مقالهها بنويسند و نطقها بكنند . راجع به مجلس خبرگان صحبتها بكنند كه حالا هم دارند مىكنند . راجع به قانون اساسى مسائل بگويند و حالا هم دارند مىگويند . حالا هم كه قضيهء رئيس جمهور است . تا كنون از قرارى كه گفتند صد و بيست نفر خودشان را كانديدا كردند . نه اينكه اينها نمىدانند كه كانديدايى است كه اثرى ندارد براى اينكه رئيس جمهور بشود فلان آدم ، بيشتر اينها الّا نادرشان مىدانند كه موفق نمىشوند ، لكن يك مقصد ديگرى در كار است غير از رياست جمهور ، و آن اين است كه همان ايجاد يك تشنج و اختلاف و اين چيزها . براى آنها مطلوب است كه كشور ما مشغول باشد . هميشه مشغول باشد به چيزهاى داخلى خودش و اين شلوغيهايى كه در داخل هست و متوجه توطئه نباشد و متوجه علاج نباشد و فلج بشود . بعد هم راجع به مجلس شورا مصيبت زيادتر است . آنجا ديگر از همه زيادتر