كنيم ، اين طبيب ، اين را به كشتن مىدهد ، اين بايد سرطان را علاج كند . يك مملكتى كه الآن غدههاى سرطانى در آن هست ما بايد فكر اين باشيم كه اين غدهء سرطانى را بيرون بكشيم . اگر دنبال اين برويم كه حقوقمان چقدر است ، در اداره درجهء ما چيست ، در نمىدانم - ارتش ما در چه درجهاى واقع هستيم و هكذا ، و مثل آن طبيبى است كه سرطاندار را برداشته و اين زبرى دست را دارد معالجه مىكند . آن سرطان كار خودش را مىكند ، ديگر نه دستى بماند و نه زبرى دستى . اين سرطانى كه الآن در ايران ما هست و آن غدهاى است كه وليدهء « 1 » آن غده بزرگهاست و براى آن غدهء بزرگ اينها كار مىكنند .
اگر طبيبها ، يعنى همهء مردم كه مىخواهند مملكتشان يك مملكتى باشد ، اگر دنبال اين نباشند كه اين غده را از بين ببرند ، دنبال اين باشند كه اين زبرى دست را ، من خانه ندارم ، من خانهام كوچك است ، من در اداره حقوقم كم است ، من درجهام كم است ، اگر ما مشغول اين مسائل بشويم ، فلان آدم مثلًا چه شده است ، حالا بايد شكستش داد ، فلان آدم احتمال مىرود چه بشود ، نگذاريم بشود ، از اين مسائلى كه همهاش برمىگردد به منافع شخصى ، اگر ما برويم دنبال آنها و از اين غدهء سرطانى كه مبتلا به آن هستيم و نشستند در خارج كشور ما و چشم دوختند به اينجا و عمالشان در داخل كار مىكنند ، خودشان در خارج كار مىكنند ، اگر چنانچه ما دنبال آن نرويم و برگرديم به اين كارهاى جزئى كه مربوط به خودمان است ، خداى نخواسته مثل همان مريضى كه به سرطان مبتلا شد و سرطان او را كشت و ديگر دستى باقى نماند تا زبرى دستى بماند ، كشورى باقى نمىماند تا ناراحتيهاى ما باقى بماند .
امروز روز اين است كه همه با هم ، با هم بدون اينكه فرصت از دست بدهيم كوشش كنيم ، اين اختلافات را از بين برداريم . هر روز تحصن ! يك امرى است هر كه يك ناراحتى پيدا مىكند تحصن مىكند . يك عدهاى را وامىدارد به تحصن . اين به نفع كى تمام مىشود ؟ اين تحصنهاى يكى دنبال ديگر به نفع كى تمام مىشود ؟ يك دسته بيكار
هامش
( 1 ) - نتيجه ، فرزند ، اثر .