مملكتى همه به جان هم بيفتند ، هر قشرى بخواهد ديگرى را بكوبد ، هر طايفهاى براى خودش بكشد و ديگرى را از بين ببرد ، يك همچو مملكتى در خارج منعكس مىشود كه اين اين طورى قابل بقا نيست ، بايد يك كارى كرد كه با دلسوزى هم بيايند جلو ، كه بايد ، بايد اين نظم ايجاد بشود . اينها محتاج به قَيِّمند . دشمنهاى ما دنبال اين مسأله هستند و دوستان ما غافل از اين .
بيدار كنيد مردم را ! به مردم بفهمانيد ، مسأله را بگوييد . خواهرها به خواهرها بگويند ، به برادرها بگويند . برادرها به خواهرها بگويند . به برادرها بگويند . مسأله اين است . امروز مصيبت ما اين است . امروز كه مىخواهند اين مملكت را معرفى كنند به اينكه اينها قابل اينكه آزاد باشند ، قابليت را ندارند . من اين را قبلًا هم گفته بودم ، آقاى كارتر در پاريس كه ما بوديم و اين اواخرى كه در ايران ديگر خيلى پيشرفت مىكردند ، در يكى از فرمايشاتشان فرمودند كه اينها بهشان زيادى آزادى داده شده ! اين يك حرف موذيانه بود كه مىخواست بگويد اينها قابل اين نيستند كه آزاد بشوند . اينها بايد اختناق برايشان باشد . حق مىداد به شاه كه بايد شاه اينها را مهار كند ! اگر اين مهار را بردارد به هم مىريزد . اين حرفى بود كه آن وقت مىزد . همين تعقيب دارد مىشود . عملًا تعقيب مىشود . همين معنا را مىخواهند در دنيا منعكس كنند كه يك كشورى هست كه اساسى اصلًا ندارد . قانون ندارد اين كشور . هر كس به هر كس تعدى كند يك دادگاهى نيست جلويش را بگيرد . سرباز از بالاترى ، از درجهدار ، درجهدار از افسر ، افسر از بالاتر اطاعت نمىكند . هرج و مرج است . مردم از دولتشان اطاعت نمىكنند . ادارات از رئيس ادارهشان اطاعت نمىكنند . يك مملكت اين طورى قَيم مىخواهد . خودشان نمىتوانند اداره كنند خودشان را . اين برنامهاى است كه براى ما به حسب احتمال و شواهد ريخته شده است و ما از آن غافل هستيم .
اينهايى كه مىآيند در هر جا ناراحتيها را به گوش ما مىخوانند ، اينها غافلند از اينكه الآن ما آن ناراحتى بزرگ را بايد علاج كنيم . يك مريضى كه مبتلا به سرطان است اگر طبيب بالاى سرش بيايد و برود سراغ اينكه دستش يك قدرى زبر است اين را علاج
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 443
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٤٣