بروند . به اسمهاى مختلف مىروند نمىگذارند كشاورزها مشغول كارشان بشوند . آنها را بايد خود مردم كنار بزنند ، و قواى انتظامى هم كنارشان بزنند . مردم با آسوده خاطر بودن مشغول زراعت بشوند . فردا اگر خداى نخواسته جلو گرفتند ، ما محتاج بشويم به خارج .
اگر محتاج شديم به خارج ، همه مسائل برمىگردد . شكم گرسنه مىگويند ايمان ندارد .
اگر خداى نخواسته اينها همچو كردند كه ما احتياج پيدا كرديم كه گندم بدهد ، اين احتياج اسباب اين مىشود كه ما وابستگى سياسى هم پيدا كنيم ، وابستگى فرهنگى هم پيدا كنيم ، وابستگى نظامى هم پيدا كنيم ، و همه چيزمان از دست برود . در يك همچو حالى نبايد اختلافات را دامنزد . نبايد آن بگويد من حزب كذا ، آن بگويد من حزب كذا . نبايد اين قدر حزبها پيدا بشود . دويست تا حزب پيدا بشود . اين قدر جمعيتها پيدا بشود . بايد همهشان با هم مجتمع براى نجات يك كشورى كه همه در آن مىخواهند زندگى بكنند .
نجات به اين است كه جهت اقتصاديش را ، هر كه مشغول هر كارى هست خوب انجام بدهد ، تا جهت اقتصادى درست بشود . كارخانهها را راه بيندازند . كارخانههاى خصوصى ، بزرگ ، كوچك . آنهايى كه مىآيند آشوب مىكنند در كارخانهها بدانند كه اينها مانع هستند . اينها نمىخواهند كه اين مملكت سر و سامان پيدا كند . جلوشان را بگيرند . و كشاورزها همين طور . هر كس مشغول هر كارى هست خوب انجام بدهد آن كار را .
رسالت سنگين فرهنگيان
فرهنگيها يك مسئلهء بسيار بزرگى در گردنشان هست و آن تربيت است ؛ تربيت جوانهاست ، تربيت بچههاست . اين تربيت بچهها اگر تحقق درست پيدا بكند كه اين بچههاى كوچكى كه تحت تربيت معلمين هستند خوب تربيت بشوند ، مملكت ما بعدها نجات پيدا مىكند . ما از اينكه فاقديم يك مغزهاى متفكر صحيح و سالم ، مغز متفكر زياد است . اما متفكرى كه سالم نيست مغزش ، ما بايد كوشش كنيم كه اين مغزهاى كوچولوى بچهها را از حالا سالم بار بياوريم تا بتوانند اينها بعدها دفاع كنند از كشورتان . آتيه كشور