مىنشينند . حجتشان اين است كه انقلاب كردهايم . زمينهاى مردم را مىگيرند ، نمىگذارند كشت بشود . يا مىگيرند مىدهند دست يكى ديگر . حجتشان اين است كه انقلاب كرديم . اشخاصى مىريزند تو خانههاى مردم ، بدون اينكه يك مجوز شرعى ، يك مجوز قانونى داشته باشند ، حجتشان اين است كه انقلاب كرديم . معنى اين [ حركت ] اين است كه اسلام اين طور مىگويد . انقلاب كردهايم ، يعنى حالا جمهورى اسلامى داريم ، و طريقهء اسلام اين است كه موازين و جهاتى كه هست ديگر تمام ديوارها بريزد ، و تمام موازين از بين برود .
آفت درونى انقلاب اسلامى
كارهاى كمونيستها را مىكنند به اسم اسلام . كارهاى ماركسيستها را مىكنند به اسم اسلام . حرفهاى آنها را مىزنند به اسم اسلام . و اين نهضت از داخل دارد مىپوسد . مثل يك خربزهاى كه از بيرون شما آب به آن مىدهيد ، به آن توجه مىكنيد ، يك وقت كه مىخواهيد بچينيد مىبينيد از باطن خراب شده . شما در ظاهر هى خدمت كنيد ، هى چى بكنيد ، يك وقت ببينيد كه نهضت شما كرمزده است . از باطن خراب شده است . آنهايى كه به اسم اسلام مشغول شدهاند به تبليغات ، و به اسم اسلام مشغول شدهاند به اعمال سر خودى ؛ اينها كرمهايى هستند كه باطن اين نهضت را به فساد خواهند كشيد . و من نمىدانم بايد چه بكنيم . اين يك قدرت مركزى مىخواهد . يك قدرت اجرايى مىخواهد كه اين اشخاص هر جا يك شلوغى كردند ، اينها را بگيرند و محاكمهشان كنند ، و جزايى اگر دارند به آنها بدهند . سر خود همين طورى يك دستهاى ، هر كس در هر جا ، يك تفنگى داشته دست خودش گرفته ، و به اسم « كميته » و به اسم « پاسدار » و به اسم [ بسيج ] ، هر كه هر چه دلش مىخواهد ، هر كارى دلش مىخواهد مىكند . با هر كه بد است مىريزند منزلش [ بازرسى ] مىكنند . با هر كه يك غرضى دارند مىريزند منزلش . خانهاش را [ غارت ] مىكنند . و اين يك خطر بزرگى است كه براى اسلام در زمان ما پيش آمده ، و شايد خطرش بيشتر از خطرى باشد كه اسلام از رژيم سابق داشت . تمام ضوابط را به هم