خبرگان را نگذارند وجود پيدا كند . مناقشه كردند . نگذاشتند ، هى اشكال ، هى اشكال .
بالاخره مجلس خبرگان هم مردم رأى دادند . تعيين كردند . از آن وقتى كه مجلس خبرگان تهيه شد و اينها رفتند سراغ بررسى تا حالا ، همهاش اشكال مىكنند . همينها يك ريشههايى هستند از آنها كه مىخواهند با اشكالتراشى نگذارند اين جمهورى اسلامى پيدا بشود . هر كسى يك جور اشكال مىكند . يك مطلبى كه به اكثريتى كه نود و نه درصد راجع به قانون اساسى ملت رأى داده ، يك دسته فرض كنيد پنجاه هزار نفرى ، فرض كنيد ، و الّا كى هستند اين قدر ، يك دستهاى ، اين طورى ، به اسم اينكه ما مىخواهيم كه مملكت دمكراسى باشد . يك پنجاه هزار نفر بر يك سى و پنج ميليون نفر مىگويند تحميل كنيد به زور ، بزنند و بكشند و بروند ، بگيرند . مثلًا فلان جا شلوغى بكنند براى اينكه نگذارند جمهورى اسلامى تحقق پيدا كند . نگذارند قانون اساسى ، قانون اساسى گذشته را ديگر بيجاست كه كسى صحبتش را بكند . هر كه صحبت بكند معلوم مىشود به دمكراسى اعتقاد ندارد . معلوم مىشود ديكتاتور است . شما همهاش مىگوييد كه « قانون اساسى ! اين قانون اساسى به ديكتاتورى مىرسد » . يك قانون اساسى كه به وفق احكام اسلام ، نمايندگان خود مردم ، يك سرنيزهاى كه طرف مردم نبوده است كه اينها را تعيين كنيد . يك دولتى كه تحميل بخواهد بكند كه نبوده است . تحميلى در كار نبوده . خود مردم با آزادى رفتند يك دستهاى را تعيين كردند . اين مخالف با دمكراسى است كه شما مىگوييد ؟ بعد به اين اكتفا نشد .
بعضى از اينهايى كه حالا اشكال مىكنند ، آن وقت مىگفتند كه لازم نيست كه ديگر رفراندم بشود ، همان مجلس خبرگان كافى است . بعد كه مجلس خبرگان رأيش را داده و رفراندم هم شد ، حالا اشكال مىكنند . اين جز اينكه يك مرضى تو كار هست ، چيزى نيست . و آن مرض اين است كه مبادا يك وقت جمهورى اسلامى تحقق پيدا بكند ، و دست اين اربابها كوتاه بشود . اين ، براى خاطر اين ، الآن هى شلوغ مىكنند اين ور ، آن ور .
و من مىدانم فردا هم كه مىخواهند رئيس جمهور تعيين كنند ، همين بساط است . و پس فردا هم كه مىخواهند وكيل تعيين كنند ، مصيبت آن وقت زيادتر است .
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 281
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٨١