دستورات اسلام براى ترقى دادن انسان است از عالم طبيعت به ماوراى عالم طبيعت .
انبيا آمدهاند كه مردم را دستشان را بگيرند و از اين ظلمتهايى كه در اين عالم هست نجات بدهند و به عالم نور برسانند .
همه چيز وسيلهء رسيدن به عالم نور است ، كه اصلًا در حكومتها و رژيمهاى عالم اين مطلب مطرح نيست . يك مطلبى بوده است كه مطرح شده است در مكتب انبيا ، و دستورات انبيا عمل نشده است تا حالا . در زمان خود رسول اللَّه هم يك قدريش عمل شده است . تبليغ شده است لكن ، باز نشده ، آن طور كه مىخواستند . در زمان امير المؤمنين سلام اللَّه عليه - هم همين طور . نشده است آن كه مىخواستند . و بعدها هم كه ديگر حكومتهاى جور كه آمدهاند ؛ مثل خلفاى بنى اميه و بنى العباس ، و بعد هم حكومتهايى كه بين مسلمين بوده است .
رژيم شاهنشاهى ، بدترين حكومتها
رژيم شاهنشاهى كه بدترين حكومتها در عالم بوده است يا از بدترين حكومتها ، هيچ ارتباطى با اسلام نداشته است ، و هيچ مسائل اسلام در آن مطرح نبوده . گاهى ادعاى يك مطلبى ، مثلًا ، ملاحظه كرديد كه محمد رضا ادعا مىكرد كه عدالت اجتماعى ، عدالت اسلامى . لكن او خبر نداشت از اين كه عدالت اسلامى چى هست . از اسلام چيزى نمىدانست .
از اين جهت اسلام بايد گفت كه غريب است . همان طورى كه غربا را كسى نمىشناسد اسلام را هم نگذاشتند شناسايى بشود . « اصل حكومت در اسلام » مطرح نشده است . هر وقت صحبتش پيش مىآيد ، حتى بين خود مسلمانها ، باز صحبت مىشود به اين كه خوب اين امر سياسى است ؛ به ما چه ربط دارد . روحانيت بايد از سياست جدا باشد ! مسجد مال روحانيون ، فقط بروند توى مسجد ! اسلام را حبسش كردهاند توى مسجد . فقط در صورتى كه اسلام در همين قشر دنيايى و طبيعىاش هم در ميدان بيشتر بوده تا مسجد .