غالباً با هم بد بودند ؛ مخالف بودند . من شنيدهام كه اگر يك دشمنى براى يكى از اينها پيدا مىشد ، اين دو جنبه [ و ] جهت مخالف با هم مجتمع مىشدند ، اين دشمنها را بيرون مىكردند . بعد كه آن بيرون مىرفت ، بر مىگشتند به حال اختلاف خودشان .
يك مسأله عقلايى است كه شما وقتى كه همهتان مسلمان هستيد ، همهتان بنا داريد كه اين نهضت ان شاء اللَّه اسلامى پيش برود ، اكثريت با شماست ، يعنى يك اكثريت قاطع با شماست ، لكن اختلافات اسباب اين نشود كه حتى اختلاف با هم داشته باشيد در مقابل آنها ، اگر متحد در مقابل آن تيپى كه دشمن اصل انقلاب و دشمن اصل اسلام است ، در مقابل آنها مجتمع باشيد ، آنها هيچ كارى از آنها ديگر بر نمىآيد . ولى مهم اين است كه با هم اجتماع داشته باشيد ، خودتان با هم اجتماع داشته باشيد . آنها را هم بتوانيد نصيحتشان كنيد ؛ بتوانيد وادارشان كنيد كه ساكت باشند . اگر نتوانستيد و نكردند ؛ البته يك طور ديگرى با آنها عمل مىشود .
[ در اينجا يكى از حاضرين در مورد نقش تفرقهانگيز روحانىنماها مطالبى بيان داشت . ] .
امام : خوب ، حالا آن هم ، آن هم يك دردى است كه آن هم ان شاء اللَّه خداوند هدايتشان كند .
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 545
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٤٥