من اينها را نگاه مىكنم ببينم اينها چه هست و بايد چه كرد .
[ يكى از حضار ما مىگوييم اگر حقوق متقابل شاگرد و معلم - كه تقريباً ده ميليون نفر در سطح سرتاسر مملكت مىشوند - از لحاظ اسلام براى ما روشن بشود ، هر كس - چه دانشآموز و چه معلم - خواست از اين مسير منحرف بشود ، ما شديداً در مقابلش مىايستيم . يعنى اگر حقوق متقابل دانشآموز و معلم از ديدگاه اسلام براى ما روشن بشود كه لطف بكنيد پيامى در اين زمينه بفرستيد ، هر كس خواست از اين مسير منحرف بشود . . . . ] .
من هم مىخواهم شما را مستعد اين بكنم كه اگر ما يكوقتى يك چيزى نوشتيم و منتشر كرديم ؛ شما مستعد باشيد كه مهم خود شما هستيد . ما نصيحت مىكنيم آنها را ، و اگر چنانچه خداى نخواسته يكوقتى ديديم كه توطئه مىكنند ، يك جور ديگر با آنها رفتار مىكنيم ، لكن مهم اين است كه در دانشگاهها خود آقايان ، خود دانشجوها ، خود معلمين ، خود دكترها ، اينهايى كه هستند ، در آنجا خودشان با هم ديگر اختلاف نداشته باشند . در هر جايى اگر چنانچه خود جمعيتى كه همه اسلامىاند و اكثريت هم اين طور هستند و منحرفين در اقليت واقع شدهاند ، بين خودشان اگر چنانچه اختلافى نباشد ، آنها را زود از بين مىبرند . عمده اين است كه گاهى بين خودشان اختلاف است . اختلاف بين خودشان اسباب اين مىشود كه آنها نفوذ كنند و نگذارند كارى انجام بگيرد . شما سعى كنيد در اينكه بين خود ، در هر مدرسهاى يا در هر دانشگاهى ، بين خود جمعيتهاى متعهد و مسْلم ، ديگر اختلاف نباشد ؛ گروه گروه نشوند كه هر كدام يك چيزى بشوند . گروه هستند ، اما در اصل مطلب كه بايد تحصيل بشود ، بايد موازين ، موازين اسلامى باشد . بايد اخلاق و عرض كنم اينها تهذيب بشود . اينها در يك مسائل مشتركى با هم باشند ، حالا به هر حال يك اختلاف سليقهاى هم دارند ؛ خارج از اين باشد كه همه با هم بايد جلوى يك مفسدهاى را بگيرند .
اين مَثَل را برايتان عرض كنم ؛ اين بختياريها ، كه آن وقت خيلى هم قدرتمند بودند ، اينها دو طايفه بودند ، من مىدانستم اين را ، يك طايفهء ايلخانى بودند و يك جمعيتى داشتند ، يك طايفه هم حاجى ايلخانيها بودند و آنها هم يك جمعيتى داشتند . اينها هم
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 544
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٤٤