تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
ما همه چيزش را فدا مىخواست بكند براى اسلام . الآن هم مىآيند به من مىگويند ، مكرر - دستجمعى ، تنهايى - كه شما دعا كنيد ما شهيد بشويم . معقول است كه بگويد من شهيد بشوم براى اينكه شكمم سير بشود ؟ براى شكمش مىخواهد شهيد بشود ؟ ! كسى معقول است كه تقاضاى شهادت بكند براى شكمش ؟ همچو معقول نيست اين معنا ، تقاضاى شهادت براى اينكه ادراك كرده است كه در شهادت موت نيست ؛ يك حيات جاويد است ، براى حيات جاويد است كه اين تقاضاى شهادت مىكند . زيربنا توحيد است ، زيربنا عقايد حقّهء الهى است ؛ نه زيربنا شكم باشد . اينهايى كه اقتصاد را زيربنا مىدانند ، اينها منحط كردند انسان را از حدّ انسانيت به حد يك حيوانى ، مثل ساير حيوانات ؛ اين هم مثل ساير حيوانات .

لزوم اسلامى شدن همهء شئون مملكت

من مىخواهم كه همهء ما باورمان آمده باشد كه جمهورى اسلامى است و بايد همه چيز ما اسلامى بشود . ما از آن وضع سابق ، كه اخيراً پنجاه سالش را ، پنجاه و چند سالش را ، من شاهدش بودم و شماها چندين سال - البته هيچ كدام پنجاه سال يادتان نيست . شماها چندين سالش را كه در زمان اين حكومت جائر بود در نظر داريد كه همه وابستگى به غرب بود و به امريكا بود ؛ و تلخيهايش را هم همه ديديد . ذايقه‌هاى شما باز از آن چيزها تلخ هست ، حبسها را حالا خودتان هم حبس نرفتيد ، خوب ، دوستانتان رفتند ؛ اهل ملتتان رفتند - حبسها ، زجرها ، حتى گاهى براى من نقل كرده‌اند - كه اينها نقلش هم مشكل است - بعضيها را در تاوه سرخ كردند ! مىگذاشتند روى تاوهء آهنى ، برق را متصل مىكردند ، سُرخشان مىكردند ! اين تلخيها در ذايقهء ما هست و شما . ما حالا بايد باورمان بيايد كه آن بساط طاغوت بايد برچيده بشود . همان رأس و ردهء بالا برود و باقيش باقى بماند ، اين باز به مقصد نرسيديم . همه جا ، در همهء وزارتخانه‌ها ، در همهء ادارات ، در بازار ، در همه جا ، بايد جورى بشود كه وقتى يك كسى وارد شد ببينيد كه وارد شده در يك مملكت اسلامى ؛ همه چيزش اسلامى است ؛ نه كم فروشى در