را نمىدهد كه خانهء ارزان گيرش بيايد . مردم همه چيزشان را براى جوانهاشان مىخواهند ؛ براى خانمانشان مىخواهند . اين منطق ، يك منطق باطلى است ، كه شايد كسانى انداخته باشند ، مغرضها انداخته باشند توى دهن مردم كه بگويند ما خون داديم كه مثلًا كشاورزيمان چه بشود . آدم خودش را به كشتن نمىدهد كه كشاورزيش چه بشود . چرا همان منطقى كه خود مردم در تمام طول مدت ، و خصوصاً در اين آخر ، منطقشان بود آن را ذكر نمىكنند ؟ همه ديديد كه تمام قشرها ، خانمها ، ريختند توى خيابانها ، جوانها ريختند توى خيابانها ، در پشت بامها ، در كوچه و بَرزَن و همه جا ، فريادشان اين بود كه ما اسلام را مىخواهيم و جمهورى اسلامى مىخواهيم . براى اسلام است كه انسان مىتواند جانش را بدهد . اولياى ما هم براى اسلام جان دادند ، نه براى اقتصاد ، اقتصاد قابل اين نيست . آدم ، اقتصاد را براى خودش مىخواهد ؛ خودش را به كشتن بدهد كه اقتصادش درست بشود ! اين معقول نيست . يا جوانهايشان را به كشتن بدهند كه نان ارزان گيرش بيايد ! اين يك چيز معقولى نيست . آن كه معقول است و عمل شد و همه ديديم و همه ديديد ، اين است كه همان طورى كه در صدر اسلام ، پيغمبر اسلام - صلى اللَّه عليه و آله - و اولياى اسلام همه چيزشان را فداى اسلام مىكردند ، براى اينكه در اين فداكارى باخت نيست .
مادىگرايى منشأ انحطاط
آنهايى كه دم از اقتصاد مىزنند و زيربناى همه چيز را اقتصاد مىدانند از باب اينكه انسان را نمىدانند يعنى چه ، خيال مىكنند كه انسان هم يك حيوانى است كه همان خورد و خوراك است ! منتها خورد و خوراك اين حيوان با حيوانات ديگر يك فرقى دارد . اين چلوكباب مىخورد ؛ او كاه مىخورد ؛ اما هر دو حيوانند . اينهايى كه زيربناى همه چيز را اقتصاد مىدانند اينها انسان را حيوان مىدانند . حيوان هم همه چيزش فداى اقتصادش است . زيربناى همه چيزش [ است ] الاغ هم زيربناى همه چيزش اقتصادش است . اينها انسان را نشناختند اصلًا كه چه هست . ما بايد باورمان بيايد به اينكه مملكت