ملت مىبرند و خداى نخواسته بعدها برايشان خيلى نفع ندارد .
نمايندگان مجلس ، وكيل مردمند نه ولىّ آنها
همان مسيرى كه ملت داشتند ، همين چيزى كه اگر مىخواهيد مطابق با ميل خودتان دمكراسى عمل بكنيد ، دمكراسى اين است كه آراء اكثريت ، و آن هم اين طور اكثريت ، معتبر است ؛ اكثريت هر چه گفتند آراى ايشان معتبر است و لو به خلاف ، به ضرر خودشان باشد . شما ولىّ آنها نيستيد كه بگوييد كه اين به ضرر شماست ما نمىخواهيم بكنيم . شما وكيل آنها هستيد ؛ ولىّ آنها نيستيد . بر طبق آن طورى كه خود ملت مسيرش هست .
شما هم خواهش مىكنم از اشخاصى كه ممكن است يك وقتى يك چيزى را طرح بكنند كه اين طرح بر خلاف مسير ملت است ، طرحش نكنند از اوّل ، لازم نيست ، طرح هر مطلبى لازم نيست . لازم نيست هر مطلب صحيحى را اينجا گفتن . شما آن مسائلى كه مربوط به وكالتتان هست و آن مسيرى كه ملت ما دارد ، روى آن مسير راه را برويد ، و لو عقيدهتان اين است كه اين مسيرى كه ملت رفته خلاف صلاحش است . خوب ، باشد . ملت مىخواهد اين طور بكند ، به ما و شما چه كار دارد ؟ خلاف صلاحش را مىخواهد . ملت رأى داده ؛ رأيى كه داده متَّبع « 1 » است .
در همهء دنيا رأى اكثريت ، آن هم يك همچو اكثريتى ، آن هم يك فرياد چند ماهه و چند سالهء ملت ، آن هم اين مصيبتهايى كه ملت ما در راه اين مقصد كشيدهاند ، انصاف نيست كه حالا شما بياييد يك مطلبى بگوييد كه بر خلاف مسير است . يعنى انصاف نيست ، كه نمىشود هم ، پيش نمىرود . اگر چنانچه يك چيزى هم گفته بشود ، پيش نمىرود ؛ براى اينكه اولًا مخالف با وضع وكالت شما هست و شما وكيل نيستيد از طرف ملت براى هر چيزى . و ثانياً بر خلاف مصلحت مملكت است ، بر خلاف مصلحت ملت است ؛ بر خلاف مصلحت خود آقايان است .
هامش
( 1 ) - قابلِ پيروى