تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
بودند . اين طور نبوده است كه آن كسى كه استاندار يك جايى مىشده ، بخواهد برود مردم را بچاپد ! در اين زمانها اين طور بود . من اين را يادم هست - حالا در چه وقتش بود نمىدانم - كه اگر يك كسى را استاندار آذربايجان مثلًا مىكردند ، « اجاره » مىدادند به آنها ! يعنى اين آدم بايد مثلًا پنجاه هزار تومان يا ده هزار تومان آن وقت بدهد به اين كسى كه بايد اين را سر آن كار [ بگذارد ] - نخست وزيرش كند ، يا صدر اعظمش - بايد اين قدر بدهد كه برود استاندار آذربايجان بشود ! اين آنجا كه مىرفت چون اجير است و اين قدر گرفته بايد دو مقابل ، آنجا بگيرد يا بيشتر تا اينكه خوب ، هم مال الاجاره را بدهد ، و هم نفع ببرد . وضع اين طور بود كه اجاره‌بندى بود ! آذربايجان چون بزرگتر بود زيادتر ؛ همدان چون كوچكتر بود كمتر ، اما همه روى يك اجاره‌بندى خاصى بود كه روى اين اجاره‌بندى استاندار تعيين مىشد ، يا فرض كنيد كه فرماندار تعيين مىشد . اين وضعها در اسلام نيست ؛ هيچ اين بساط در اسلام نيست . آن هم كه در صدر اول است و بالاتر از همه به حسب نظامش هست با سايرين در يك طبقه نشسته‌اند ؛ با هم دوست‌اند ، رفيق‌اند ، صحبت مىكنند و تفاهم دارند با هم . و لهذا يك لشكر و يك ارتش ، آن وقتى كه اسمش را هم نمىشد ارتش بگذاريد - يك عده عرب بودند كه اينها چند تاشان يك شمشير داشتند ، چند تاشان يك اسب داشتند - اينها غلبه كردند بر اين دو امپراتورى بزرگ كه امپراتورى روم بود و ايران - كه بزرگترين امپراتوريهاى آن وقت اينها بودند . اين يك مشتى عرب از باب اينكه قوى بودند ؛ ايمان داشتند و از ملت بودند و اين طور نبود كه بخواهند براى استفاده يك كارى بكنند ، اينها مىخواستند خدمت بكنند ، اينها در مقابل آنها ايستادند . و از آن طرف با اينكه عدد زياد بود و تجهيزات زياد بود ، - و عرض بكنم كه - اسبها كذا و زين اسبها طلا و اينها ، لكن روحيه نداشتند ، اينها را در يكى از جنگها مىبستندشان ! در « ذو السلاسل » مىبستند اينها را كه مبادا فرار كنند ! با زنجير مىآوردند كه جنگ بكنند . عرب‌ها شمشير را كشيده بودند و ريختند همهء اينها را از بين بردند . يك عدد كمى با تجهيزات ناقص ؛ يعنى ناقص كه اصلًا « تجهيزات » اسم آن را نمىشد بگذارى ، يك چند تا شمشير و چند تا اسب و يك چند تا شتر . و اينها براى اينكه