قدرتهاى بزرگ را شكست دادند و همه را بيرون كردند ، قطع دستشان را كردند ، اينها الآن لمس كردند كه آنى كه اينها را شكست داد اين ايمانى بود كه اين جوانها داشتند و اين توجهى بود كه به اسلام داشتند ، حالا بيشتر درصدد اين هستند كه شما را از اسلام جدا كنند . الآن باز آن قلمهايى كه قلم اجير است و مزد مىگيرد تا جوانهاى ما را منحرف كند الآن هم در كار هستند ، نطقها مىكنند و قلمها را به كار مىاندازند حتى اين مسئلهء اطراف دريا را كه با آن فضاحت انجام مىگرفت ، در بعضى از مطبوعات نوشتند جلوگيرى از اين « ارتجاع » است ! كه تمدن عبارت از اين است كه زن و دختر و پسر با هم در دريا به هم وَر بروند ، اگر اين نباشد ارتجاع است ! تمدن اين است كه هر جوانى كه در سينما چند روز برود و ديگر زندگيش همان بشود ؛ تمام آمال و آرزويش همان بشود . اگر چنانچه از اين طور چيزها جلوگيرى بشود و آموزنده باشد ، اين سينما آموزنده باشد ، اين مطبوعات آموزنده باشد ، اين مجلات اگر كسى بگويد كه بايد اينها آموزنده باشد ، اينها بايد بچههاى ما را تربيت كنند ، اينها بايد بچههاى ما را رشد سياسى بدهند ، اينها را وارد ميدان عمل سياسى بكنند و اين عكسها و اين دعوتهاى به شهوت ، و اين طور چيزهايى كه همه جانبه است ، اينها را از اين راه بازمىدارد ، مىگويند ارتجاع است ، و شما را از ارتجاع مىترسانند ، و به اصطلاح چماق تكفير دارند . همين « ارتجاع » اصلًا تكفير مؤمنين است . اينها به هر قدرتى كه توانستند و به هر ترتيبى كه مىتوانند مىخواهند شماها را منحرف كنند از آن مسيرى كه داريد .
تحوّل روحى ملت در نهضت ايران
الآن اين نهضتى كه ملاحظه مىكنيد ، اين نهضت الآن رسيده است به يك حدى كه دستها را كوتاه كرد ؛ همهء دستهاى خارجيها را كوتاه كرد . و شما مىدانيد كه نهضت اسلامى ايران با همان توجه مردم به اسلام و اينكه از شهادت ديگر خوفى نداشتند ، براى اسلام شهيد شدن را يك چيز عظيمى براى خودشان مىدانستند ، يك فوزى مىدانستند براى خودشان ، اين معنا شد كه مردم ديگر نترسيدند از تانك و توپ و اينها نترسيدند و ريختند به خيابانها . يك تحول روحى پيدا شد در ايران ، [ در ] سرتاسر ايران ، يك تحول