« حبل اللَّه » است . اين همه با هم يك راه را بروند و آن هم راه خدا ، اين پيروزى را به ما هديه كرد ، پس آنكه ما را در مقابل قدرتهاى بزرگى كه در داخل و خارج بود ، يعنى قدرت بزرگى كه شاه سابق داشت و دنبالش هم همهء قدرتهاى ممالك ديگر بىاستثنا تقريباً - تقريباً تمام ممالك عربى با او موافق بودند ، ابرقدرتها هم همهشان ، خودش ذو قدرت ؛ داراى قدرت شيطانى بود ، همهء قدرتهايى هم كه در عالَم بود ، يعنى اينهايى كه مىتوانست مربوط باشد به طرفهاى ما - همهء اينها هم با او موافق بودند ؛ و مىخواستند نگهش دارند ، در عين حال نتوانستند نگهش دارند . شما هيچ نداشتيد ، اصلًا اسلحهاى دست شما نبود ، الآن چهار تا تفنگ يا چند تا تفنگ كه مىبينيد ، اينها غنيمتى است كه بعد از شكست دادن آنها به دست شما آمده است . قبل از آن ، دست شما چيزى نبود . . . بوديد شما ، و آنها مجهز بودند به همهء جهازات شيطانى ، همه چيز داشتند ، در عين حالى كه آنها همه چيز داشتند و شما هيچ نداشتيد ، مغلوب كرديد آنها را . همه مىخواستند بماند او . و بعد از رفتن او هم مىخواستند كه باز رژيم باقى باشد و شوراى سلطنتى باشد ، و نشد ، نتوانستند . اين يك قدرت الهى بود ؛ نه قدرت من و شما . اين براى همان بود كه همهء اجتماع ، اعتصام به حق كرده بودند ؛ يعنى به اين اسلام كه بين مردم و خداى تبارك و تعالى مثل يك ريسمانى تصور شده . همه معتصم شده بودند به او ؛ همه توجه پيدا كرده بودند به اسلام . اين اسباب اين شد كه ما پيروز شديم . حالا بايد همين را نگهش داريم . اگر بخواهيد اين مملكت ، اين كشور ، به سعادت برسد ، پيروزى شما به آخر برسد ، بين راه نمانيم و يا خداى نخواسته ما را در بين راه از مقصد برگردانند ، اگر بخواهيد - و مىخواهيد البته - كه اين كشور ما تا آخر ديگر مستقل باشد ، شما تا آخر آزاد باشيد و منافع كشور ما دست ديگران نباشد و راه ما راه سعادت باشد ، همين معنايى كه اعتصام به اسلام ، كه حبل اللَّه است ؛ و متفرق نشدن از هم ؛ همه با هم در اسلام مجتمع ؛ در اين راه مجتمع ؛ و تفرقه بينمان نباشد .
رعب الهى در دل دشمنان ملت
الآن اين اشخاصى كه در بين ملت افتادند و تخم تفرقه دارند مىپاشند ، با قلمهايشان ،