تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
بچه‌اى هم از سر راه برداشته بود كه معاملهء اولادى با او مىكرد ، آن هم برداشته بود آورده بود مكه . اين توده‌اى به آن معنايى كه اينها مىگويند نبود كه اعتقاد هيچ نداشته باشد ، اصلًا اين از طريق انگليسها اين طرح را ريخته بود . آن وقت ، در آن وقتى كه سليمان ميرزا بود ، زمان سابق بود ، امريكايىها خيلى در اينجا [ نفوذ ] نداشتند ؛ بلكه هيچ ، اينكه زياد دست داشت انگليسها بودند . و لهذا رضا شاه [ را ] هم انگليسها آوردند ، به طورى كه خود آنها در راديو گفتند ، گفتند : ما اين را آورديم ؛ و بعد كه خيانت كرد ، بيرونش كرديم ! و حالا ديگر انگليسها نيستند ، هر چه هست امريكاست ، كه زيادتر ، در اينجاها هم نفع و طمعش زيادتر است ؛ هم نفوذش در اين ممالك شرقى بيشتر است ، و ان شاء اللَّه اين نفوذ در ايران ديگر قطع شد و قطع مىشود از اين جهت ، به نظر آدم مىآيد كه اين شلوغكارها به نفع امريكا دارند كار مىكنند . اگر مدعىاند كه به نفع ملت ، آن طور كه ادعا مىكنند كه ما مىخواهيم ملت چه بشود ، خوب ، اينها مىبينند كه الآن كارهاى زيادى براى اين ملت شده است . كارهايى شده است كه همه‌اش به نفع ملت بوده . اگر واقعاً اينها ملى هستند ، خوب ، چيزى كه به نفع ملت است بايد بيايند كمك بكنند . همان طورى كه مىبينيد كه در جاهايى كه الآن دارند زراعت بر مىدارند اجزاى ادارات ، و عرض مىكنم كه دكترها و مهندسين و زنها و مردها توى بيابان مىروند و با مردم كمك مىكنند ، كه اين سابقه ندارد در ايران يك همچو وضعى ، خوب ، وقتى يك همچو وضعى در ايران حالا پيش آمده كه دكترها هم مىروند توى كِشتها و براى مردم كمك مىكنند ، معممين هم ، علماى بلاد هم ، بعضى وقتها مىروند كمك مىكنند به مردم ، در تلويزيون من ديدم كه اشخاصى كه آنجا بودند ، اشخاص ، خلاصه از اين صنف جمعيت بودند ، رعيتها نبودند ، كمك مىكردند ، زن بود ، مرد بود ، اگر اينها راست مىگويند كه براى ملت اينها مىخواهند خدمت بكنند ، خوب ، آنها هم بيايند با اينها شريك بشوند در برداشتن زراعت ، در كشت زراعت ، چرا جلوگيرى از كشت مىكنند ؟ بعد هم كه كشت كردند و مردم ، زحمت يكسالهء يك كشاورز ، يا چند كشاورز كه يك خرمن است ، اينها آتشش مىزنند . اين صحيح است كه يك كسى ادعا بكند كه من موافق
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 98 | السيد الخميني