اصطلاح بكنند . و به جاى يك آدم شرقى ، يك آدم غربزده درست بكنند كه هر چه صحبت بكند ، از آنها باشد . گويندهشان بگويد - فوت شده است ، خدا بيامرزدش - گويندهشان بگويد كه ما همه چيزمان را به انگليسى مىسازيم ! ما اگر بخواهيم به تمدن برسيم ، همه چيزمان بايد انگليسى باشد . گويندهء معروفشان اين طور !
الآن هم ملاحظه مىكنيد كه اين مسأله هست . تا يك كسى مريض مىشود ، بايد برود اروپا . طبيب نداريم ما ؟ داريم طبيب . اما جورى تربيت شدهاند اينها كه حتى خود طبيبها هم اتكاى به نفسشان از دست رفته . خود طبيب هم وقتى بروند ، مىگويد ديگر گذشته بايد برود به جاى ديگر . مىرود آنجا هم اكثراً نتيجه معلوم نيست حاصل بشود . ما را از خودمان جدا كردند . آن شجاعت انسانى كه در انسان بايد باشد و همه چيز را طرد كند و بگويد من هستم در مقابل همه ، از او گرفتهاند . مىگويد من هيچم ، همهء آنها ! در صورتى كه اين اشكال در كار نيست كه آنها ترقيات مادى زياد كردند . ما اين را درش اشكالى نداريم ، لكن اشكال سر اين است كه ما آدابمان را هم از آنها مىخواهيم بگيريم ؛ قوانينمان را هم مىخواهيم از آنها بگيريم . آن وقت هم كه قانون اساسى را نوشتند ، از بلژيك و بعضى جاهاى ديگر گرفتند و نوشتند . همه چيزمان را خيال مىكنيم آنها مقدماند ، در صورتى كه در تمدن مقدّم نيستند ؛ بلكه بسيار عقب افتادهاند . آنى كه جلو هستند اين است كه آلاتى درست كردند آدمكش ! دنيا را به آتش مىزنند اينها ! اخيراً هم مىگويند يك چيزى درست كردهاند ، يك بمبى درست كردهاند ، كه پنج مقابل زيادتر از آنى است كه در آن [ شهر ] كردند دويست هزار نفر در يك بمب كش « 1 » ) 42 ( . افتخارشان به اين است ! كه دنيا را متبدل كردهاند و مىخواهند بكنند . يك جمعيت آدمكش و آدمخوار ، اگر تمدن اين است ، همه عالم بايد از تمدن بيزار باشند . مجرد اينكه طياره درست كنند ، ما قبول داريم خوب جهت مادىاش صحيح است ، اما جهت انسانىاش ، آن چيزى كه بشر را به آرامش مىكشد ، آن چيزى كه انسان را متمدن
هامش
( 1 ) - بمباران اتمى هيروشيما .