با اشخاصى كه منافعشان در خطر بود ، منافع حياتشان در خطر بود و پشتيبان او بودند . هيچ كس نتوانست اين را نگهش دارد . ما تا اينجا آمدهايم ، پس ما يك فاتحى هستيم كه در نيمه راهيم ، از اينجا به بعد چه بكنيم كه اين فتح را به آخر برسانيم ، حفظ كنيم اين فتح را ، اين پيروزى را حفظ كنيم ؟ مثل هيتلر نشويم كه بين راه بَرَش گرداندند ، تو دهنش زدند بَرَش گرداندند و محتاج به خودكشى شد ! آنچه كه بايد بكنيم اين است كه همين رمز را ، همين دو تا كلمه را ، حفظ كنيم : يكى جدا نشويم از هم .
و الآن دستهايى در كار است كه مىخواهند اين رمز را از دست ما بگيرند ، دستهاى زياد ، دستهايى كه مع الأسف اغفال كردهاند دوستان ما را ؛ نه همان دشمنها ، دوستان را هم اغفال كردهاند ؛ و دارند بذر نفاق و جدايى را در اين مملكت پخش مىكنند . اين مملكتى كه از مركز تا سرحَدّات همه جا يك كلمه مىگفتند ، مىگفتند : « جمهورى اسلامى » . يك كلمه مقدمه او بود : مىگفتند كه اين رژيم نه ، از مركز اين بود تا سرحَدّات ، از هر طرف به روى ، هر جا مىرفتى ، همين كلمه بود . فهميدند آنهايى كه مىخواهند غارت كنند ما را كه رمز پيروزى ما اين وحدت كلمه بود و مقصد ، يك مقصد بودن ، هر كس يك طرف نمىكشيد ، همه يك چيز مىگفتند ، همه مىگفتند « جمهورى اسلامى » . حالايى كه ما رسيدهايم به اينجا ، الآن آنهايى كه اين معنا را لمس كردند كه اين وحدت كلمه و وحدت مقصد ، همه با هم و همه با هم اسلام ، اين پيروز كرده ما را ، مىخواهند اين را از ما بگيرند ، همه با هم را بگيرند ؛ اسلامش را هم بگيرند . اين دو تا كلمهاى كه اساس پيروزى شما بود . الآن شياطين در صددند كه از شما اين رمز را بگيرند و اگر اين رمز را حفظش نكنيد و شياطين خداى نخواسته غلبه كنند بر شما و رمز را بگيرند ، مملكت ما مىشود مثل همان قضيهء هيتلر ، در نيمه راه برش مىگردانند ، مىزنند توى دهنش بيرونش مىكنند ! ما بايد اين را حفظش كنيم .
پرهيز از تفرقه و گروهگرايى
الآن شما ببينيد در تهران از قرارى كه روزنامهها مىنويسند قريب صد گروه پيدا