كارگرها نظير سابق عمل نكنند . با اينها برادر و دوست باشند ، و تا آن حدودى كه آنها مىخواهند - كارگرها همچو نيست كه خيلى بلندپرواز باشند ؛ اينها يك زندگى مىخواهند - آقايان كارى بكنند كه يك زندگى براى اينها حاصل بشود ؛ و جلوگيرى بشود از يك انفجارى كه قابل كنترل نيست . عرض كردم « انفجار » ، اگر يأس از حكومت اسلامى باشد و انفجار پيدا بشود ، هيچ چيز نمىتواند جلويش را بگيرد ؛ به خلاف آنجايى كه انفجار حاصل بشود و پناه به اسلام بخواهند بياورند . آن قابل كنترل است . اما اگر يك مملكتى اسلامى شد و باز بساط ، همان بساط سابق باشد كه لفظْ لفظِ اسلامى ، عملْ عملِ طاغوتى باشد و خداى نخواسته انفجار حاصل بشود ، با اين همه تحريكاتى كه مىبينيد الآن هست ، توطئههايى كه الآن هست ، اگر انفجار بشود ، انفجار بر ضد اسلام است . يك همچو انفجارى ، انفجارى است كه از باطن يك مملكتى كه مدّعى اسلامى است پيدا شده و مأيوس از اسلام شدهاند ، مأيوس از برنامههاى اسلام شدهاند ؛ يك همچو انفجارى را هيچ كس نمىتواند جلويش را بگيرد . ديگران هم كه دامنمىزنند و همان مسائل را دارند طرح مىكنند كه « تغييرى نكرده است ، يك اسمى تغيير كرده ، آن وقت گفتيم حكومت شاهنشاهى ، حالا مىگوييد جمهورى اسلامى . واقع مسائلْ همان مسائل است ؛ كارگرها همان كارگرها هستند ، كارمندها همان كارمندها هستند ، مردم همان مردم ، رباخوارها همان رباخوارها هستند ، زورگوها همان زورگوها هستند » . اگر در يك همچو محيطى خداى نخواسته انفجار حاصل بشود ، غير از انفجارهاى ديگر است . ديگر چيزى براى كسى باقى نخواهند گذاشت ؛ و لهذا بايد خود آقايان در فكر اين معنا باشند كه يك همچو چيزى نشود . و او به اين است كه شماها يك قدرى پايين تر بياييد ، كارگرها را يك قدرى بالاتر ببريد . آنها نمىخواهند در عرض شما باشند ؛ آنها يك زندگانى مىخواهند . شماها كه - الحمد للَّه - دارا هستيد و داراى كارخانهها هستيد و داراى كارمندان زياد هستيد ، يك قدرى براى مصلحت خودتان و براى اينكه خداى ناخواسته يك وقت انفجارى نشود كه همه چيز به باد برود ، همه چيز يك كشورى به باد برود ، شماها يك مقدارى خودتان با دست خودتان به اينها يك كمكهايى بكنيد . يك
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 469
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٦٩